پرچم شهادت را «محمد عثمان» در تربت جام برافراشت/ اولین شهید اهل سنت تر

اولین شهید تربت جام در دفاع مقدس

او می گوید: اولین فرزندم سال ۱۳۳۶ به دنیا آمد و نام مبارک محمد را برایش انتخاب کردم. تحصیل را تا کلاس ششم ادامه داد. او به فعالیت های فرهنگی و مذهبی علاقه داشت و در جوانی بیشتر اوقاتش را در مسجد می گذراند. با شروع جنگ تحمیلی با افتخار روانه جبهه های حق علیه باطل و پس از مدتی نیز به مقام شهادت نائل شد. «محمد عثمان» به عنوان اولین شهید دفاع مقدس شهرستان تربت جام در مراسم باشکوهی با حضور اهل تسنن و تشیع، تشییع و در محل مزار شیخ الاسلام احمد جامی به خاک سپرده شد.

 

فرزندم محمد برای هدفی مقدس تلاش کرد

پدر شهید سرور احمدی از هدف و مقام شهدا می گوید: شهدا برای احیای دین اسلام و حفظ و حراست از انقلاب اسلامی جان خود را تقدیم کردند آنان نور چشم ما هستند. شهدا مقام و منزلت و جایگاهی بسیار ارزشمند نزد خداوند دارند، آنان انسان های برگزیده ای هستند که خداوند آنها را انتخاب کرده است. فرزند من محمد نیز هم چون همه شهدا برای هدفی مقدس تلاش و جهاد کرد و به آرزویی که داشت رسید. باید بدانیم که شهدا متعلق به همه مردم ما هستند و باید حرمت و شأن آنان را نگه داریم. شهدا زنده هستند و نزد خداوند روزی می خورند، آنان ناظر بر اعمال ما هستند...

 

محمد صبور و مهربان بود

از این پدر شهید می خواهم که از فرزندش برایم بگوید، که این طور روایت می کند: محمد علاوه بر تحصیل در اوقات بیکاری به من کمک می کرد و از لحاظ اخلاقی بسیار صبور و مهربان بود و رفتار و اخلاقش برای دیگر برادران و خواهرانش الگو و سرمشق بود. او واقعا با اخلاق و اهل کار و تلاش بود. اگر محمد در تامین مخارج زندگی به من کمک نمی کرد، با توجه به شرایط سخت و خاص آن وقت در زندگی با مشکل مواجه می شدم.

 

روایت برادر و آخرین دیدار

برادر شهید محمدعثمان سرور احمدی و دومین فرزند خانواده سرور احمدی نیز در این دیدار ما را با خاطره ای شنیدنی همراه می کند. او می گوید: خداوند را به خاطر این همه نعمت، عزت و افتخار که نصیب خانواده شهدا کرده است شاکریم. او از آخرین دیدارش و ماجرای گریه ای غم انگیز می گوید: در آخرین دیدار که من از بندرعباس (محل خدمتم در نیروی هوایی) به مشهد رسیدم به طور اتفاقی محمد عثمان را در خیابان گاراژدارها دیدم که عازم جبهه بود. نمی دانم چه شدو چه احساسی به سراغمان آمد که بدون دلیل هر دو گریه کردیم و پس از خداحافظی، او به جبهه رفت و من هم به تربت جام آمدم ولی از مرخصی به بندرعباس برگشتم. مدتی نگذشت که مسئولان یگان به من اعلام کردند باید به مرخصی بروی مادر بزرگ شما مریض است، تعجب کردم گفتم چرا باید به مرخصی اجباری بروم بالاخره به تربت جام برگشتم و همین که وارد شهر شدم تصاویر برادرم را که در سطح شهر نصب شده بود دیدم. او به شهادت رسیده بود. لحظه ای را به یاد آوردم که بدون دلیل هر دو گریه می کردیم. بله، آن ملاقات آخرمان بود که هیچ گاه از خاطرم نمی رود. شهید محمد عثمان سرور احمدی سال ۱۳۳۶ در خانواده ای مذهبی و اهل سنت چشم به جهان گشود. پس از گذراندن دوران طفولیت با سعی و تلاش و علاقه فراوان کلاس ششم را به پایان رساند.

او اغلب اوقات فراغت خود را در جلسات مذهبی و مسجد می گذراند. شهید پس از دریافت مدرک سیکل در ارتش استخدام شد و با ظلم و ستمی که رژیم پهلوی داشت چندین مرحله به استعفا اقدام کرد که مورد قبول قرار نمی گرفت به همین دلیل درگیری هایی با فرماندهان داشت و چند نوبت به زندان افتاد. با پیروزی انقلاب شبانه روز خالصانه در ارتش جمهوری اسلامی به میهن اسلامی خدمت کرد و با شروع جنگ تحمیلی همچون دیگر سربازان و رزمندگان اسلام از طریق ارتش عازم جبهه شد. وی پس از مدت ها نبرد در جبهه ایلام غرب در منطقه میمک در تاریخ 59.10.19 به کاروان شهیدان پیوست.

 

از وصیت نامه: ما که از پیامبر و اولیای الهی بیشتر نیستیم

شهادت در راه اسلام افتخار بزرگی است و انسان باید چقدر سعادت داشته باشد که به این مقام رفیع و خدایی نایل آید. کسانی که دم از اسلام می زنند باید از جان و مال شان برای حفاظت از اسلام عزیز بگذرند ما که از پیامبر رحمت و اولیای الهی بیشتر نیستیم ما خاک پای آن عزیزان هم نمی شویم و دفاع از اسلام، وطن و نوامیس مردم بر همگان واجب است و دراین راه چه کشته شویم و چه بکشیم پیروزیم. اما پدر و مادرم اگر در راه خدا به مقام شامخ الهی شهادت نایل آمدم گریه نکنید که دشمنان شاد می شوند، صبور باشید و برایم دعا کنید. و اگر در دوران زندگی به شما بدی و احیانا کوتاهی کردم مرا حلال کنید. همگی شما را به خدای بزرگ می سپارم.

فرزند شما محمدعثمان سرور احمدی - 59.10.18

/ 0 نظر / 33 بازدید