بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

روایت ناگفته از سردار مرتضی قربانی از بستن جاده بصره - بغداد
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٤
 

من فرمانده لشکر 5 نصر خراسان بودم و لشکر را تشکیل داده بودم و به من یک ماموریتی داده بودند برای بستن جاده بصره - بغداد، قبل از ان با عربهای محلی و مجاهدین عرب رفتم شناسایی با لباس های محلی و پس از شناسایی که به اتفاق علی قانعی فرمانده اطلاعات عملیات لشکر5نصرانجام شد برگشتم به لحاظ محرمانه بودن عملیات و اینکه این عملیات فاش نشود از این جهت که با وجود ماهواره ها خیلی زود اطلاعات را به عراقی ها می دادند باید عملیات را به سرعت انجام می دادم لذا همین که به نیروهای خودی رسیدم و رفتم قرارگاه گزارش را دادم شاید 2 یا 3 دقیقه بعد دستور عملیات امد ، عملیاتی که باید 45 کیلومتر روی اب می رفتیم . با قایق باید باشد با لنج باشد توپ ببری تانک ببری و ... و هیچ کدوم اینها قابل حمل نبودند و فقط نفر را می توانستیم ببریم . حدود 5 یا 6 گردان سازماندهی کرده بودیم و حرکت کردیم شبانه اما با مشکلات که مواجه شدیم 2 گردان را توانستیم ببریم و 4 گردان روی اب ماند.


این نیروهای آموزش آبی ندیده بودند چون اگر ما کار آموزش آبی را شروع می کردیم عملیات لو می رفت .به هر حال با هر مشکلی بود با همین 2 گردان به مقصد رسیدیم وحدود 11 روز جاده بغداد را بستم .اما خبری از نیروهای پشتیبانی نبود .اب و نان و مهمات و حمایت توپخانه ایی نبود و از ان طرف دشمن از العماره و بصره 2 لشکر اورده بود و نفرات ما را با گلوله تانک می زد با این حال ما یک تعهدی کرده بودیم که جاده را ببندیم و در طول 11 روزی که ما جاده بغداد را بسته بودیم یعنی 300 کیلومتر بین عقبه دشمن فاصله انداخته بودیم یعنی بین العماره و بصره را بسته بودیم و انجا 450 اسیر از دشمن گرفته بودیم و 100 اسیر هم داده بودیم اما با فشار دشمن و نبود تجهیزات گام به گام به عقب امدیم .



چون قرار بود هلیکوپترها ما را حمایت کنند و امکانات و اذوقه بیاورند که نیامدند و ما با امکاناتی که از عراقی ها گرفته بودیم تا حدی گذران می کردیم .



با خمپاره هایی که از عراقی ها گرفته بودیم و تعداد انها هم حدود 5 عدد بود توانستیم 2 تیپ عراقی را متواری کنیم .40-30 نفر را کشتیم و 450 نفر هم امدند اسیر شدند و اسلحه و مهمات خود را به ما دادند به هر حال بستن جاده باعث شده بود که مسیر دشمن 300 کیلومتر دورتر شود اما امکانات به ما نرسید ومن با ناراحتی عقب امدم .

منبع :مصاحبه سردار قربانی با سایت روایان نورhttp://www.ravyan.com/fa/index.php?o...199&Itemid=103 __________________