بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

گفت وگو با سردار مرتضی قربانی درباره عملیات والفجر 8: فتح شگفت انگیز فاو
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٤
 



عملیات والفجر ۸ که منجر به فتح شهر استراتژیک فاو شد یکی از عملیات های بزرگ تاریخ است که شگفتی محافل نظامی را برانگیخت.
    ارتش بعث عراق با وجود ایجاد موانع بسیار حدس نمی زد رزمندگان ایرانی با سلاح های انفرادی عرض یک و نیم کیلومتری اروند رود را با وجود جریان تند آب و جزر و مد و بسیاری مشکلات دیگر طی کنند و مزدوران بعثی را در سنگر خود غافلگیر کنند. سردار مرتضی قربانی یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس خاطرات خود از این عملیات را با ما در میان گذاشته که جذاب و خواندنی و حاوی نکات تازه و ناگفته از این عملیات بزرگ آبی- خاکی است. بخش نخست این گفت و گو از نظرتان می گذرد.

    
    * ابتدا از اهمیت سیاسی، نظامی و اقتصادی بندر فاو در آن زمان بگویید.
    فاو یک شهر بندری است در شبه جزیره فاو که در منتهی الیه جنوب شرقی عراق قرار دارد و از یک طرف محصور می شود به رودخانه اروند، از طرفی به خور عبد الله و از یک طرف به خلیج فارس که مجموعاً توسط سه جاده آسفالت و شوسه به بصره و بندر ام القصر و پایگاه های دریایی عراق متصل می شود و از آنجا به مرکز کشور عراق، بندر فاو، محل عبور لوله های نفتی عراق هم هست که دو لوله نفتی بزرگ برای اسکله البکر و الامیه از شهر فاو عبور می کند. همچنین منابع و مخازن بزرگ نفتی در شهر فاو قرار دارد. تقریباً فاو یک شهر نفتی عراق است که بیشتر سکنه آن در کارهای نفتی و بخشی دیگر نیز به کار ماهیگیری و نخلستان مشغول بوده و هستند. از نظر موقعیت جغرافیایی، نظامی و وضعیت سیاسی این شهر در یک موقعیت بسیار ایده آل برای عراقی ها و یک نقطه شناخته شده در اذهان سایر کشورهای دنیا و جهان اسلام و عموم سیاسیون و دولتمردان بود فلذا با تصرف آن و ورود به این شهر ما می توانستیم بسیاری از مشکلات جنگ را حل کنیم.


* یعنی ایده تصرف فاو یک ایده استراتژیک بود
    بله! ما در زمانی که در تنگنا به سر می بردیم و مهمات و آذوقه و امکانات نداشتیم در فکرمان فقط این نبود که در مقابل عراقی ها که به کشورمان حمله کردند، پدافند کنیم و بس، بلکه این فکر را در سر داشتیم تا با طرح ها، برنامه ها و نقشه های مختلف با دشمن مقابله کرده و ضربه کاری به آنها بزنیم. یکی از این نقشه ها و طرح ها که در ذهن ما خطور کرده بود، این بود که شهر فاو را بگیریم. لذا در بحث هایی هم که برای عملیات ثامن الائمه، بیت المقدس و طریق القدس برگزار می شد گاهی اوقات به این قضیه اشاره می کردم و به فرماندهان می گفتم، اگر فاو را بگیریم می تواند برای ما تعیین کننده باشد.
    * چه زمانی فکر حمله به فاو و تصرف این شهر در ذهن شما و فرماندهان نقش بست
    از همان سال اول جنگ، آن زمان که ۱۱ ماه در محاصره شهر آبادان بودیم، ماهی یک بار با موتو سیکلت به انتهای جنوبی جزیره آبادان می رفتم و در نقطه مقابل که اروند کنار به آن می گفتند، می ایستادم و با دوربین شهر فاو را تماشا می کردم و در ذهن ام این بود که اگر ما شهر فاو را تصرف کنیم خیلی از مشکلاتمان را می توانیم حل کنیم.
    * در محاصره آبادان چه مسئولیتی داشتید
    مسئول ایستگاه هفت و دوازده (جاده اهواز- آبادان و آبادان- ماهشهر) بودم و در مقابلمان هم گردان قادسیه و لشکر سوم عراق که لشکر زرهی بود قرار داشتند.
    * فکر تصرف فاو چگونه به اجرا درآمد
    دقیقاً از سال ۱۳۶۲ بحث فاو به صورت محرمانه شکل گرفت. یعنی زمانی که ما در هورالعظیم مستقر شدیم و توانایی های آبی، خاکی مان را چک کردیم بحث عبور از رودخانه و عملیات و جنگ در دریا در ذهنمان خطور کرد و بحث فاو مطرح شد و تقریباً در شهریور ماه سال ۱۳۶۴ مقدمات طرح ریزی و توجیه تعداد انگشت شماری از فرماندهان شروع شد که برادرمان محسن رضایی فرمانده کل سپاه، قرارگاه مخصوصی را پیرامون عملیات والفجر ۸ و تصرف شهر فاو تاسیس کردند و در این قرارگاه کسانی که قرار بود با اعتقاد و یقین بحث عملیات در فاو را پیگیری کنند، در آنجا جمع می شدند و جلسات را برگزار می کردند. در این مدت ۶ ماه یعنی از شهریور تا بهمن سال ۱۳۶۴ جلسات مختلفی برگزار شد که مهم ترین آن تعیین خط حد لشکرها بود یعنی فرمانده لشکر ها خدمت برادرمان سردار محسن رضایی، سردار رحیم صفوی، سردار رشید و امیر محتاج می رسیدند و خط حد و ماموریت لشکرشان را با در نظر گرفتن توانایی هایشان انتخاب می کردند. بنده نیز مانند همه فرمانده لشکرها یک روز خدمتشان رسیدم و حدود ۳ ساعت با آنها صحبت کردم و نهایتاً آمدم سراغ حدود ۲ کیلومتر خط حد شهر فاو، یعنی بنده گفتم آمادگی دارم شهر فاو و اسکله های نفتی و پایگاه موشکی که کشتی هایمان را در خلیج فارس هدف قرار می داد را با همه مشکلات و سختی هایی که دارد تصرف و تامین نمایم و متصرفات را در مقابل پاتک های احتمالی دشمن نگهداری می کنم که همه اینها در ۹۰ روز جنگ شبانه روزی پیش بینی می شد. آقا محسن و برادر محتاج خیلی با ما بحث کردند و گفتند طرحت چیست برنامه ات چیست من گفتم الآن در این جلسه مقدماتی نمی توانم بگویم ولی می روم و روی آن کار می کنم، برنامه ریزی و شناسایی می کنم و بعد طرح ها را خدمت شما می آورم. به هر جهت دستور ماموریت در آبان ماه سال ۶۴ به همه لشکرها و به بنده که فرمانده لشکر ویژه ۲۵ کربلابودم ابلاغ شد.
    * یعنی در آبان سال ۶۴ خط حد همه لشکر ها مشخص شد
    بله! قطعی شد. همه لشکر ها خط حد خود را مشخص کردند ما هم اعلام نمودیم که حاضریم شهر فاو را تصرف کنیم و با توکل به خدا و عشق و علاقه این ماموریت خطیر را پذیرفتیم و با گذشت ۵ سال از جنگ با این انگیزه آمدیم و گفتیم: آماده ایم در این میدان بایستیم و فداکاری کنیم و در این راستا اهداف برای ما تعریف شد.
    * منظورتان اهداف عملیات است
    بله، ما برای انجام این عملیات اهدافی را دنبال می کردیم که هدف اول انهدام توان رزمی ارتش عراق و هدف دوم قطع صدور نفت عراق به صورت صد در صد بود.
    * که در حقیقت اقتصاد عراق کاملاً فلج می شد.
    بله! اقتصاد عراق کاملاً فلج می شد. اولین هدف این بود که از نظر نظامی ریشه ارتش بعث را بخشکانیم و اینجا بهترین جایی بود که می توانستیم آنها را بکشانیم به این منطقه که راه فراری هم نداشتند و می شد منهدم شان کنیم، از طرف دیگر می توانستیم صدور نفت از طریق لوله به اسکله ها را قطع کنیم و خور عبدالله که محل تردد کشتی های جنگی عراق بود را تصرف کنیم که این برای ما خیلی مهم بود چون کشتی های جنگی عراق از پایگاه موشکی ام القصر می آمدند کنار اسکله البکر و الامیه پهلو می گرفتند و از آنجا کشتی ها را می زدند و گاهی هم به کشتی های دیگر تعرض می کردند و پای جمهوری اسلامی ایران می گذاشتند. لذا هدف سوم ما تصرف خور عبدالله بود، که تردد عراق به سمت دریا را به طور کامل مسدود می کرد و نیروی دریایی عراق کاملاً فلج می شد. هدف چهارم ما این بود که ما از این طریق خودمان را به مرزهای کشور کویت نزدیک می کردیم و از نظر سیاسی، نظامی خیلی برای ما مفید بود چون هم مرز با کویت می شدیم، کویتی که با تمام توان به صدام کمک می کرد.
    و هدف پنجم ما این بود که ما یک جبهه بسیار وسیع برای دشمن و یک جبهه بسیار محدود برای خودمان به وجود آوریم و دور تا دور ما به گونه ای می شد که عراق نمی توانست با ما وارد عملیات شود و در مقابل، یک جبهه جنگی گسترده ای را برای عراق باز می کردیم و می توانستیم ارتش عراق را از بصره تا فاو زیر آتش خودمان قرار دهیم و آنها هم هر لحظه نگران این بودند که ما از این نقطه پیشروی کنیم.
    * با این مقدمه ای که شما فرمودید شهربندری فاو با این همه ویژگی هایی که داشت بدون شک باید در یک حصر کامل نظامی باشد یعنی کاملاً باید حفاظت می شد ویقیناً ارتش عراق باید گارد ها و نیروهای مخصوص خودش را در آن منطقه مستقر می کرد. با این حساب در بحث شناسایی، شما با مشکل خاصی مواجه نبودید، واقعاً چگونه نیروهای شما برای شناسایی به فاو می رفتند
    در خصوص شناسایی به لحاظ این که بنده درعملیات خیبر؛ زمانی که فرمانده لشکر ۵ نصر بودم تجربه موفقی داشتم چون در آن زمان ۴۵ کیلومتر در داخل خاک عراق نفوذ کرده و منطقه وسیعی از دشمن را تا جاده بغداد- بصره شناسایی کردیم و توانستیم منطقه مورد نظر را تصرف کرده و حدود ۱۰ روز جاده بغداد- بصره را ببندیم لذا عملیات آبی را کاملاً لمس کرده بودیم و کاملاً با چگونگی کار با وسایل ترابری آبی مسلط بودیم و درعملیات بعدی یعنی بدر نیز به تجربیات ما اضافه شد با اندوخته ای از تجربه و امید قدم به این منطقه گذاشتیم. با مشخص شدن خط حد، تعدادی از نیروهای اطلاعات و تخریب را از هفت تپه آوردیم به منطقه آموزش، بعد بدون این که کسی چیزی بداند برایشان یک دوره آموزش وسیع گذاشتیم سپس توانایی هایشان را محک زدیم و از میان نیروها، نیروهای علاقه مند و شهادت طلب را برای کار شناسایی و تخریب جدا کردیم و برایشان کلاس ویژه حفاظتی، امنیتی گذاشتیم سپس آنها را قرنطینه نظامی کرده و از آنجا شناسایی مان را شروع کردیم. اولین شناسایی ما در مورد خود اروند بود، که جریان جزرو مد آب را مشخص کرده و عرض رودخانه و عرض نهر ها و باتلاق ها را سانت به سانت و متر به متر محاسبه کردیم. الحمدلله همه این محاسبات را برادرهای ما در سطح خودشان و با توجه به توانایی و تخصص هایی که درون خودشان نهفته بود انجام دادند وتجربه خوبی هم به دست آوردند و بر همین اساس و با توجه به نقاطی که می خواستیم وارد عملیات شویم خطوط و حد شناسایی مان را تعریف کرده و راه کارهای نفوذ به خط دشمن را مشخص نمودیم.
    
    حسین فیض
    
 روزنامه ایران، شماره 3874 به تاریخ 11/12/86، صفحه 15 (ادب و فرهنگ پایداری)