بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

اخلاق سیاسی، مجرای فتح قلوب جامعه / برگرفته ازسایت برادر قالیباف
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤
 

از دیدگاه امام خمینی (ره) مهمترین عنصر همراه سازی مردم با نهضت، اخلاق است و از مجرای اخلاق می‌توان قلوب جامعه را برای تحقق تمامی آرمان‌ها و حتی اهداف سیاسی فتح کرد؛ ایشان درک روح مردم و مطالبات اجتماعی آنان را عرفان می‌دانست و معتقد بود «اگر انسان در خدمت مردم باشد، عرفان بارورتر خواهد شد.» و از همین رو بود که به مناسبت‌های مختلف، به سیاستمداران گوشزد می‌کردند که «هر انسانی در درون خود فرعونی دارد و در باطن خود نوعی دیکتاتوری هست، ولی باید هوشیار باشد که این فرعون نیرو نگیرد.» و بارها ایشان تاکید می‌کردند که «انسان هماره در محضر خداوند است.» و «صداقت یک ارزش اخلاقی برای کارگزاران است و اقرار به اشتباه نشانه ایمان و صداقت سیاستمداران است.»

اعتقاد بنده بر این است که اخلاق‌گرای سیاسی در جامعه امروز و در جامعه بزرگ ایران، معیار و محلی برای بررسی نظر آحاد مردم در ارتباط با چگونگی عملکرد نخبگان مدعی تفکر انقلابی است؛ گسترش اخلاق‌گرایی سیاسی در گستره عملکرد نخبگان انقلاب، بر تعمیق گرایشات ارزش‌محور و اخلاق‌محور در لایه‌لایه جامعه منجر می‌شود. اما متاسفانه در گستره جامعه کنونی، ما شاهد کمرنگ شدن این امر هستیم و می‌توان به صراحت گفت که در این مسیر از آرمان‌های انقلاب و امام عزیزمان فاصله گرفته‌ایم؛ چنان که مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرمایند: «اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضای جامعه را فضای برادری، مهربانی، حسن ظن قرار دهیم؛ من هیچ موافق نیستم که این فضای جامعه را فضای سوءظن و فضای بدگمانی قرار دهیم؛ دل ما را تاریک می‌کند، فضای زندگی ما را ظلمانی می‌کند.»


بسم الله الرحمن الرحیم  

 

امام خمینی(ره) رهبری استثنایی در انقلابی با گفتمانی ارزشی بود؛ رهبری مصلح با تفکر جهانی که برخلاف رهبران کاریزمایی، محصور فرمانروایی تنگ قومی، نژادی، حزبی و طبقاتی نبود؛ رهبری که جامعیت علمی و مقام مرجعیت ایشان، وی را از کلیه رهبران کاریزمایی و غیر آن متمایز می‌ساخت؛ و درواقع اگر بدرستی تعمق نماییم درمی‌یابیم که ایشان مظهر زیست مومنانه و اخلاق بود؛ تاثیری که بعد از سه دهه از گذشت انقلاب اسلامی هنوز زوال‌مند و غیرپویا نگردیده و همچنان نماد منادی و حافظ کرامت بشری در خاطره‌ها است؛ مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرمایند: «امام خمینی (ره) مصداق انسان کامل و شخصیتی خودساخته، مهذب و بااخلاق بود که تنها در دامن فرهنگ اسلام و فرهنگ عاشورا امکان پرورش و بروز آن وجود داشته است؛ امام (ره) به همه فهماند که انسان کامل‌شدن، علی‌وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش‌رفتن افسانه نیست.»

 

از منظر دیگر، مهمترین کارویژه سیاسی امام خمینی (ره) ایجاد انقلاب اسلامی بود؛ امام عزیز (ره) که خود مصداق پیوند عرفان و سیاست بود توانست با خلق این کارویژه، عرصه‌ای جدید را بگشاید که محل تلاقی و همزیستی اخلاق و سیاست در متن جامعه باشد؛ و اساسا در بینش عرفانی ایشان، عنصر اخلاق در سیاست نظام اسلامی به عنوان یک اصل طرح می‌شود، چراکه ایشان معتقدند بودند: «اساس، معنویات است. سیاست امتداد اخلاق و اخلاق زیرساز سیاست است»؛ و «...والله اسلام تمامش سیاست است و ... اسلام را این آقایان بد معرفی کرده‌اند؛ باید به این نادان‌ها و کسانی که دین را از سیاست جدا می‌دانند گفت که قرآن کریم و سنت رسول‌الله (ص) آنقدر در حکومت و سیاست احکام دارند که در سایر چیزها ندارند.»

 

از دیدگاه امام خمینی (ره) مهمترین عنصر همراه سازی مردم با نهضت، اخلاق است و از مجرای اخلاق می‌توان قلوب جامعه را برای تحقق تمامی آرمان‌ها و حتی اهداف سیاسی فتح کرد؛ ایشان درک روح مردم و مطالبات اجتماعی آنان را عرفان می‌دانست و معتقد بود «اگر انسان در خدمت مردم باشد، عرفان بارورتر خواهد شد.» و از همین رو بود که به مناسبت‌های مختلف، به سیاستمداران گوشزد می‌کردند که «هر انسانی در درون خود فرعونی دارد و در باطن خود نوعی دیکتاتوری هست، ولی باید هوشیار باشد که این فرعون نیرو نگیرد.» و بارها ایشان تاکید می‌کردند که «انسان هماره در محضر خداوند است.» و «صداقت یک ارزش اخلاقی برای کارگزاران است و اقرار به اشتباه نشانه ایمان و صداقت سیاستمداران است.»

 

اعتقاد بنده بر این است که اخلاق‌گرای سیاسی در جامعه امروز و در جامعه بزرگ ایران، معیار و محلی برای بررسی نظر آحاد مردم در ارتباط با چگونگی عملکرد نخبگان مدعی تفکر انقلابی است؛ گسترش اخلاق‌گرایی سیاسی در گستره عملکرد نخبگان انقلاب، بر تعمیق گرایشات ارزش‌محور و اخلاق‌محور در لایه‌لایه جامعه منجر می‌شود. اما متاسفانه در گستره جامعه کنونی، ما شاهد کمرنگ شدن این امر هستیم و می‌توان به صراحت گفت که در این مسیر از آرمان‌های انقلاب و امام عزیزمان فاصله گرفته‌ایم؛ چنان که مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرمایند: «اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضای جامعه را فضای برادری، مهربانی، حسن ظن قرار دهیم؛ من هیچ موافق نیستم که این فضای جامعه را فضای سوءظن و فضای بدگمانی قرار دهیم؛ دل ما را تاریک می‌کند، فضای زندگی ما را ظلمانی می‌کند.»

 

نخبگان سیاسی جامعه کنونی ما باید با کاربست اندیشه وحدت‌گرایی ذیل اخلاق سیاسی که از مهمترین و ناب‌ترین اندیشه‌های سیاسی امام خمینی(ره) می‌باشد و با رویکرد همت مضاعف و کار مضاعف تمام تلاش و اهتمام خود را در جهت چشاندن طعم سیاست اخلاق گرا در نزد مردم نمایند و با تبعیت از سیره سیاسی امام خمینی(ره) در جهت تحقق جامعه پیشرفته توامان با عدالت گام بردارند، چرا که مقام معظم رهبری در این خصوص فرموده اند: «در آیات کریمه قرآن به سه چیز تصریح شده است: علم و حکمت، تزکیه و اخلاق و عدالت و انصاف؛ گرفتاری‌های بشر ناشی از دورافتادن از تزکیه اخلاقی است و اگر نخبگان سیاسی و علمی و فرهنگی اخلاق و تزکیه داشته باشند به همه چیز خواهند رسید.»

 

اگر ما امروز در نظام جمهوری اسلامی داعیه دار انقلابی بودن و انقلابی زیستن هستیم و  معتقد به جهانی‌بودن انقلابمان و اندیشه‌های امام عزیزمان (ره) هستیم، در وهله اول خود باید به آن معتقد و پایبند باشیم و با یک ندای واحد اندیشه‌های امام (ره) را به جهان و نسل‌های آینده معرفی ‌نماییم.

 

امام عظیم‌الشان ما (ره) در وصیت‌نامه الهی- سیاسی خود تکلیف و حجت را بر همه روشن کرده است و اگر به آن تکلیف عمل کنیم به راحتی می‌توانیم اندیشه های امام راحل را عملیاتی و محقق سازیم. در شرایطی که امام بزرگوارمان در میان ما نیست، یادگاری‌های ارزشمند امام پیش روی ماست که هر کدام محوری برای وحدت ما و تداوم حیات انقلاب ماست. ولایت فقیه در کنار وصیت‌نامه امام (ره)، یادگار دیگر امام گرامی مان می باشد که پیروی و پشتیبانی از آن به فرموده خود امام (ره) عامل مصونیت انقلاب و کشور است و امروز راه و خط امام در راه و خط مقام معظم رهبری تجلی یافته و هر راهی غیر از این راه قطعا بیراهه است.

 

در انتها جا دارد آنانی که دل در گرو تداوم انقلاب و تحقق آرمان‌های متعالی آن دارند در روز چهاردهم خردادماه امسال ضمن تجدید بیعت با آرمان‌های امام خمینی (ره)، التزام عملی خویش را با ولایت فقیه ابراز نمایند. در پایان شعری از آن پیر جماران به عنوان حسن ختام کلام به خدمتتان تقدیم می‌گردد.

 

ازغم دوست در این  میکده  فریاد کشم  

 

دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

 

داد و بیداد که در محفل  ما رندى نیست

 

که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم

 

شادیم داد غمم داد و جفا داد و وفا

 

با  صفا منت آن را که به من داد کشم

 

عاشم عاشق روى تو نه چیز دگرى

 

بار هجران و وصالت ‏به دل  شاد کشم

 

در غمت ای گل وحش من ای خسرو من

 

جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم

 

مُردم از زندگى بى تو  که با من  هستى

 

طرفه سرى است  که باید بر استاد کشم

 

سالها می ‏گذرد حادثه ‏ها مى آید 

 

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم