بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

فراز هایی ازسخنان سیدمحمد خاتمی درغم شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا سلام ا...
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٦
 

مدار صلوات بر پیامبر و اولیای خدا حضرت زهرا(س) است * تاریخ بر عظمت شخصیت حضرت زهرا (س) چه از زبان پیامبر و بزرگان دین و چه از نظر منصفان قضاوت کننده تاریخ و حتی دشمنان او همگی حکایت از والای شخصیت حضرت زهرا (س) می‌کنند* زندگی حضرت فاطمه (س) کوتاه و سراسر زندگی حضرت رنج بود، حضرت زهرا در متن بحران به دنیا آمد، در متن بحران بالید و در متن بحران وفات یافت و این نوع زندگی باعث شد تا شخصیت حضرت زهرا (س) انسانی والا و الگوی برای همه انسان‌ها گردد. به تعبیری همه حضرت زهرا را سرور زنان عالم می‌دانند، اما این تعبیر منافاتی برای الگو بودن حضرت برای سایر انسان‌ها نیست* خواسته‌ پیامبر عظیم‌الشان اسلام از امتش که به عنوان مزد رسالت، دوستی با خاندان و فرزندانش را از امت اسلامی طلب کرده بود، فاطمه زهرا (س) ناراضی از دنیا رفت و این نشان می‌دهد که امت اسلامی تخلف کرده است* رنج فاطمه زهرا (س) در فقدان پدر رنجی بی‌منتها و سنگین بود که آن حضرت چندان نتوانست آن را تحمل کند و خیلی زود به پدر بزرگوارش ملحق شد* ایشان از آینده و انحرافاتی که در آن روزها چندان به چشم نمی‌آمد اما در آینده مصیبت‌های بزرگی را ایجاد کرد نگران بود. فاطمه زهرا (س) نگران این بود که میراث پیامبر اسلام از بین برود و دین به عاملی برای سوار شدن بر گرده‌ی مردم از سوی دنیاخواهان تبدیل شود و این پیش‌بینی دیری نپایید که تحقق پیدا کرد


باران:

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ، در  دو سال گذشته در سالروز شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا  سلام الله علیها با حضور در موزه ملی قرآن در باره مقام  و جایگاه بی نظیر دخت مکرم  حضرت محمد مصطفی (ص) پیامبر اسلام  سخن گفتند. گزارش کامل این دو سخنرانی که در روزهای 19 خرداد 1387 و   8 خرداد 1388 ایراد شده ، در همین پایگاه قابل دریافت است.

نظر به اهمیت موضوع ، بخش هایی از این سخنان تقدیم دوستداران داغدار حریم  مطهر فاطمی  می شود. التماس دعا :

* مدار صلوات بر پیامبر و اولیای خدا حضرت زهرا(س) است.

* غلبه بعضی از احساسات مبتذل باعث شده تا شخصیت حضرت زهرا پنهان بماند. 

* به شخصیت‌هایی که جنبه تقدس دارند، می‌توان دو نگاه داشت یکی اینکه آنها را دارای صورت انسان و سیرت فراانسانی و فرشته بدانیم که می‌توان آنها را عاشقانه دوست داشت و شاعرانه سرود و البته آن‌ها را دست نیافتنی دانست. نگاه دیگر آن است که آنها را انسان‌های الگو بدانیم، انسان‌های که هر کس می‌خواهد به مراحله بالای کمال برسد باید از آنها پیروی و تاسی جوید. در این صورت این انسان‌ها الگو هستند، انسان‌های پرهیزگار، روشن بین، بیدار، مسئولیت شناس و دلسوز برای انسان‌ که حضرت زهرا (س) بدون تردید یکی از این الگوها است، هم الگویی برای انسان و هم برای زن.

* دوست و دشمن درباره بزرگی حضرت زهرا (س) اجماع دارد، حتی کسانی که دلخوشی از حضرت نداشته و از اینکه او مورد احترام پیامبر است، حسد می‌ورزیدند. تاریخ بر عظمت شخصیت حضرت زهرا (س) چه از زبان پیامبر و بزرگان دین و چه از نظر منصفان قضاوت کننده تاریخ و حتی دشمنان او همگی حکایت از والای شخصیت حضرت زهرا (س) می‌کنند.

* زندگی حضرت فاطمه (س) کوتاه و سراسر زندگی حضرت رنج بود، حضرت زهرا در متن بحران به دنیا آمد، در متن بحران بالید و در متن بحران وفات یافت و این نوع زندگی باعث شد تا شخصیت حضرت زهرا (س) انسانی والا و الگوی برای همه انسان‌ها گردد. به تعبیری همه حضرت زهرا را سرور زنان عالم می‌دانند، اما این تعبیر منافاتی برای الگو بودن حضرت برای سایر انسان‌ها نیست.

* کتاب خدا تبیین یک نوع بینش نسبت به انسان و هستی است، کتاب خدا کتاب فلسفی و علمی نیست که بگویم مطلبی گفته که بعدها خلاف آن ثابت شده است، روح کتاب خدا یک نوع بینش نسبت به هستی و انسان است و انسان مومن کسی است که دارای این بینش باشد و تحت تاثیر این بینش، منشی را داشته باشد. کار بزرگ پیامبران این بود که بینش را به انسان‌ها بدهند که منشاء آن وحی بود و دیگر کار بزرگ پیامبر این است که الگویی برای همه انسان‌ها باشند.

* اگر انسان‌ها خواستار سعادت هستند باید همان راهی را بروند که حضرت زهرا (س) پیمود و اندیشید و الگو بودن یعنی همین، الگو بودن حضرت زهرا (س) برای زنان پررنگ‌تر و خوشبوتر است.

* در دنیای قدیم که هنوز آثار آن در دنیای امروز نیز وجود دارد و کم و بیش در بخش‌هایی از دنیا آن را غالب می‌بینیم، زن یک موجود فرعی است و زندگی مردانه است. انسان و انسانیت مردانه است و مرد برای زندگی خلق شده است و زن برای مرد، این یک دید موجود و کما بیش در سراسر تاریخ است. طبیعی است که این بینش در روابط اجتماعی، حقوق مدنی و اجتماعی تاثیر می‌گذارد.

* در دنیای قدیم وضعیت زنان در کشورهای اسلامی بهتر از وضعیت زنان غربی بود، تحول عظیمی که پس از انقلاب در ایران رخ داد، نباید باعث شود تا نگاه خود را بر واقعیت‌ها ببندیم، فکر نکنیم که همیشه در جهان اسلام این مسائل حل شده بوده است و نباید چشم خود را از نقش حضرت امام در ارتقای جایگاه زنان در کشورمان ببندیم. خیلی‌ها خوش نداشتند که زنان حق رای دادن و گرفتن داشته باشند یا مسائلی از این قبیل، امروز بسیاری از مسائل حل شده و برای ما بدیهی است که آن هم به خاطر روشن بینی امام خمینی (ره) بود.

* امروز بحث می‌شود که زن می‌تواند رئیس جمهور شود، حداقل شرایطی که فراهم شده این است که این بحث در جامعه ما به راحتی مطرح می‌شود و حتی اگر فقیهی نظر مثبتی داشته باشد حداقل مورد لعن و نفرین قرار نمی‌گیرد.

* در دوران جدید، علی رغم همه ادعای مبتنی بر احقاق حقوق زنان هنوز انسان معاصر نیز تحت تاثیر همان نگاه قدیم است.

* اشتباه گرفتن آزادی و ولنگاری  هم از سوی مردها منفی است و هم از سوی زنان، اما در این خصوص حساسیت زنان بیشتر است. برهنگی برای زن و مرد نامطلوب است اما برای زنان بسیار بدتر است.

* ولنگاری و رها شدگی به معنای آزادی نیست، برای همین معتقدم دیدگاه جدید غربی نیز به زن جفا می‌کند. انسانیت دو وجه دارد وجه مذکر و وجه مؤنث. در ادبیات ما مردانه بودن مثبت، اما زنانه بودن منفی است در حالی که هر دو سازنده یک اجتماع و در کسب فضائل و دریافت مزایای مادی و معنوی تفاوتی در میان زن و مرد نیست. برای همین حضرت زهرا (س) الگویی برای همه انسان‌ها است، ولی به طور ویژه الگویی برای انسان مؤنث.
 

-----

* خواسته‌ پیامبر عظیم‌الشان اسلام از امتش که به عنوان مزد رسالت، دوستی با خاندان و فرزندانش را از امت اسلامی طلب کرده بود، فاطمه زهرا (س) ناراضی از دنیا رفت و این نشان می‌دهد که امت اسلامی تخلف کرده است.
 

* وحی الهی به عنوان حقیقت نابی که از مقام قدس ربوی به زمین آورده شده است و برای انتقال آن حقیقت ناب به این جهان ناپایدار تعبیر نزول به کار گرفته شد، همه جهان ظرفیت این حقیقت ناب فرود آمده را ندارند و این حقیقت نیاز به ظرفی بزرگ و جایی گسترده دارد که تحمل پذیرش آن را داشته باشد و این ظرف بزرگ و گسترده جان پاک پیامبران خداست.

* دریافت این حقیقت ناب ، از جانب پیامبر اسلام به عنوان آخرین پیامبر الهی که آخرین پیام‌های الهی را دریافت کرده است دشوارتر از سایر پیامبران بوده ، این پیام سنگین بود بنابراین جان پذیرنده‌ نیز می‌باید گسترده‌تر از سایر جان‌ها می‌بود. به همین دلیل در تعبیرات دینی ما آمده است اولین حقیقتی که خداوند آفرید نور پیامبر اسلام است.

* نور پیامبر اسلام به عنوان اولین و نزدیک‌ترین حقیقت پیوسته به ذات ربوی است،  نور پیامبر ، همان مفهوم حقیقت محمدیه که مسلمانان می‌شناسند است ، نزدیک‌ترین حقیقت به ذات اقدس ربوی جان و روح خود پیامبر است که به مشیت خداوند در برهه‌ای از زمان تجلی این جهانی پیدا کرد. تنها آن مقام جلیل ظرفیت پذیرش وحی الهی را داشت، البته این حقیقت الهی آن‌قدر سنگین است که حتی پیامبر عظیم‌الشان اسلام را نیز بی‌تاب می‌کرد و به تواتر می‌بینیم که هنگام نزول وحی پیامبر بی‌تاب می‌شد و مثال وی به مثال فردی می‌ماند که با دست خالی کوهی را کنده باشد.

* در اولین مرتبه‌ نزول وحی بر پیامبر اسلام ، به حالت آن حضرت پس از دریافت این پیام الهی که با بی‌تابی فراوان از جانب پیامبر همراه بوده ، اشاره  شده و از حضرت خدیجه کبری به عنوان زنی استوار که در این لحظه‌ تاریخی به همراهی پیامبر (ص) آمد و ایشان را آرام کرد یاد شده است.

* حضرت خدیجه (س) بانویی که همه‌ تشخص، ثروت و زندگی خود را در راه پیامبر اسلام بی‌منت مصرف کرد ، حضرت خدیجه این مقام را پیدا کرد که به پیامبر آرامش دهد و اگر نبود همراهی این بانوی بزرگ با پیامبر ممکن بود پیامبر اسلام در انجام رسالتش و دریافت وحی دچار مشکل شود. ا

* ین  بانوی بزرگ خیلی زود چشم از جهان فرو بست و پیامبر تنها ماند.  این بانو و عموی بزرگوار پیامبر  هر دو به عنوان حامیان اصلی پیامبر در یک سال چشم از جهان فرو بستند ، بعد از درگذشت این دو بزرگوار پیامبر تنهای تنها شد و در مقابل آن خشم و کین و فشار سردمداران کفر نیز بر آن حضرت بیش‌تر شد به نحوی که روزی نبود پیامبر به خانه بیاید و از شدت سنگ و خاشاکی که کفار با تمسخر و استهزاء به سمت ایشان می‌انداختند زخمی نباشد.

* در این مقطع زمانی نیز خداوند به پیامبر عظیم‌الشان اسلام عنایت داشت و پناهگاهی را برای ایشان در نظر گرفت و  فرزند خردسال آن حضرت فاطمه زهرا (س) پناه پیامبر در آن روزهای سخت بود. این چنین بود که پیامبر حضرت فاطمه را ام‌ابیها نامید.

* سهم حضرت زهرا (س) در تحمل مشقات پیامبر در ابلاغ رسالتش چه در زمان حضور در مکه و چه پس از هجرت به مدینه نقش آن حضرت ، نقشی ممتاز  داشت ، در جنگ‌ها نیز حضرت فاطمه فرماندهی و رهبری مسائل پشت جبهه و سامان دادن آن را برعهده داشت. ایشان در همه‌ مراحل نقش ممتازی داشتند اما آنچه این زهرای بزرگ را رنجور کرد در گذشت پدر بزرگوارش بود که عمر و عشق او محسوب می‌شد.

* رنج فاطمه زهرا (س) در فقدان پدر رنجی بی‌منتها و سنگین بود که آن حضرت چندان نتوانست آن را تحمل کند و خیلی زود به پدر بزرگوارش ملحق شد.

* آن چه در احوال زهرا (س) می‌بینیم این است که آن حضرت بیش از آن چه در جهت عاطفی رنج ببیند یک درد معنوی داشت و مطابق آن چه از خطابه‌های آن حضرت به ما منتقل شده ایشان از آینده و انحرافاتی که در آن روزها چندان به چشم نمی‌آمد اما در آینده مصیبت‌های بزرگی را ایجاد کرد نگران بود.

* فاطمه زهرا (س) نگران این بود که میراث پیامبر اسلام از بین برود و دین به عاملی برای سوار شدن بر گرده‌ی مردم از سوی دنیاخواهان تبدیل شود و این پیش‌بینی دیری نپایید که تحقق پیدا کرد.

*  30 سال از رحلت پیامبر نگذشته بود که مجددا نظام جاهلی حاکم شد، بعد از رحلت پیامبر نظام خودکامه‌ای که به ظاهر دین می‌پرداخت و به محتوای آن کار نداشت به حکومت رسید و اراذل بر جامعه اسلامی مسلط شدند و دین هر روز شکننده‌تر و بی‌محتواتر می‌شد و دیگر نشانه‌ای از عرفان و عدالت اسلامی به چشم نمی‌خورد و به جای آن نامردی، فقر و تجاوز روز به روز بیش‌تر بر جامعه‌ اسلامی غلبه پیدا می‌کرد.

* عظمت اسلام طوری بود که در مقطعی از تاریخ تمدن اسلامی ایجاد شد ، اما موانع پیش‌روی این تمدن که مانع رشد و بالندگی هر چه بیش‌تر آن شدند موجب شد که ما شاهد باشیم حتی وقتی که این تمدن به نقطه‌ اوج خود رسید شروع به افول کرد.

* بدون تردید زهرای مرضیه ناراضی از دنیا کرد ، چه کسی می‌تواند در این که زهرا رنجور و ناراحت این جهان را ترک کند تردید کند ، پیامبر فرموده بودند من هیچ مزد و پاداشی برای رسالت خود نمی‌خواهم مگر مودت اهل بیت و دوستی خاندانم؛ اما آیا این مزد پیامبر به آن حضرت داده شد. اگر زهرا (س) ناراضی از دنیا رفته که چنین بوده، حتما امت اسلامی تخلف کرده است.

* حضرت علی بن ابیطالب پس از وفات حضرت زهرا (س) که در مقابل هیچ مشکلی گله نمی‌کرد در مقابل فوت حضرت زهرا (س) می گریست، آن حضرت بعد از فوت حضرت زهرا (س) بی‌تاب بود و با توجه به آن که حضرت علی (ع) تنها با خواندن نماز آرام می‌شد و از هر غم و تعلقی رهایی می‌یافت به اقامه‌ نماز پمی رداخت تا بدین وسیله غم درگذشت آن بزرگوار را بتواند تحمل کند.

*خداوند همه‌ی ما را با علی (ع)، فاطمه (س) و خاندان پاک‌شان محشور کند.