بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

عملى که براى خدا خالص نباشد، باطل است / علامه کرباسچیان
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۸
 

 

عملى که براى خدا خالص نباشد، باطل است

 بسم ‏اللَّه الرّحمن الرّحیم

فرزند عزیزم، امید است که در همه حال خداوند عالم یار و مددکارت باشد.

درباره‏ى اخلاص مطالبى عرض شد. باز هم در این موضوع گفتارى خواهیم داشت.

در آیات و روایات بسیار آمده است که اگر عملى براى خدا خالص نباشد، باطل است و این را هم مسلّماً شنیده‏ایم که ریا در عمل اگر چه در یک جزء مستحبّى آن باشد عمل را باطل مى‏کند؛ مثلاً در قنوت نماز که مستحبّ است اگر کلمه‏اى را با قرائت بخوانیم تا توجّه شخصى را جلب کنیم، همه‏ى نماز باطل مى‏شود. با این حال ، پس چرا اعمال و کارهایمان را براى خدا انجام نمى‏دهیم و رضاى مردم را در نظر مى‏گیریم؟!

در قرآن مى‏گوید: « قُلْ: إنَّما أعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أنْ تَقوموا لِلَّه » « فقط من یک پند به شما مى‏دهم و آن این‏که هر قدمى‏را که برمى‏دارید فقط براى رضاى خدا باشد »  و در آیه‏ى دیگر مى‏فرماید: « وَ ما أُمِروا إلّا لِیَعْبُدوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّین » « شما دستورى غیر از این ندارید که کارهاى خود را فقط براى خدا انجام دهید.»

باید ریشه‏یابى کرد که با وجود همه‏ى این مطالب، به چه دلیل ما در انجام اعمالمان خوش‏آمدن و بدآمدن مردم را در نظر مى‏گیریم؟ اگر به یارى خداوند متعال این مسأله حل شود، در دنیا و آخرت در نهایت خوشى خواهیم بود.


علّت اصلى، ایمان‏نداشتن به عالَم بعد و بقاى روح است. آرى، کسى که عالَم بعد از مرگ را قبول ندارد و مى‏گوید: بعد از این عالم خبرى نیست، نمى‏تواند قضاوت مردم را هیچ بداند و بگوید: من باید همه‏ى کارهاى خود را به‏طور خالص براى خدا انجام دهم تا بعد از مرگ در رفاه و آسایش باشم. از نظر این آدم، مرگ پایان زندگى است و براى چنین فردى، خالص‏بودن عمل و ریا نداشتن و این گونه مسائل معنایى ندارد. به عکس او، فرد معتقد به عالم بعد که عمر دنیا را نسبت به عالم آخرت مانند قطره به دریا مى‏داند امکان ندارد که در همه‏ى عمر قدمى براى رضاى مردم بردارد و خدا را در نظر نگیرد.

 

گاهى از اوقات پرده‏هایى از عالم غیب برمى‏دارند که شاید فردى از خواب غفلت بیدار شود و اعمال خود را خالصانه براى خدا انجام دهد. مرحوم صدرا که از علماى اراک بود مى‏گفت: در شصت سال قبل، پدرم از دنیا رفت. پس از یک هفته او را در خواب دیدم. پرسیدم: حال شما چه‏طور است؟ به نقطه‏اى از سینه‏اش اشاره‏اى کرد و گفت: این‏جا مى‏سوزد. گفتم: چرا؟ گفت: یک شاهى ( یک بیستم ریال ) به یزقل یهودى، عطّار سر کوچه، پول گل گاوزبان بدهکارم و در نتیجه گرفتار این عذاب‏ام! صبح به دکّان یزقل رفتم. گفتم: آیا پدرم به شما یک شاهى بدهکار است؟ گفت: سه هفته قبل، یک شاهى از من گل گاوزبان خرید و پولش را نداد. پول بیشترى به او دادم و این خواب را به کسى نگفتم. سه روز بعد، یکى از دوستان گفت: پدرت را در خواب دیدم؛ گفت: به صدرا بگو: پول یزقل را دادى؛ من آسوده شدم. خدا عاقبتت را به خیر کند!

 

شما را به خدا قسم؛ اگر کسى یک چنین عالَم باحساب و کتابى را حتّى احتمال هم بدهد، چگونه ممکن است در همه‏ى عمر کارى را جز براى خدا انجام دهد؟ چنین انسانى مى‏داند که روزى از همه‏ى این مردم جدا مى‏شود و تنها در اعماق خاک باید بماند و فقط در صورتى در آن عالم نجات پیدا مى‏کند که اعمالش به‏طور خالص براى خدا باشد.

 

بزرگى در محضر مرحوم آقاى بروجردى نشسته بود و سخنى نمى‏گفت. ایشان فرمودند: شما هم مطلبى بگویید. آن بزرگ فرمود: جدّم فرمود: « أخْلِصِ الْعَمَلَ فَإنَّ النّاقِدَ بَصیر » « عمل را خالص کن؛ همانا خریدار عمل تو که خداست خیلى بیناست ». با شنیدن این جمله، مرحوم آقاى بروجردى به قدرى گریه کرد که دامنش تر شد.

 

آرى، در انسان‏هاى بزرگ حرف حق این‏طور اثر مى‏کند و در بى‏خبران هیچ اثرى ندارد و با زبان حال مى‏گویند: نصیحت همه عالم به گوش من باد است!

 

یکى از علماى بزرگ را بعد از مرگ در خواب دیدند. گفت: از من پرسیدند: چه آورده‏اى؟ گفتم: شصت سال نماز و روزه. گفتند: با این ریش، مى‏خواستى نماز نخوانى؟! ( یعنى وظیفه‏ات را انجام داده‏اى. ) گفتم : کتاب‏ها نوشتم و شاگردها تربیت کردم. گفتند: براى آن بود که فاضل شوى که به مقصودت رسیدى. گفتم: مکّه رفتم. گفتند: ولى موقع رفتن به تو گفتند که این سفر براى مزاجت هم خوب است!... وقتى ناامید شدم، جواهرى را به من دادند و گفتند: این مایه‏ى نجات تو است؛ این یک سفر مشهد است که خالص انجام داده‏اى.

 

عزیزم، به هوش باش که در پایان عمر از گذشته پشیمان نشوى.  خدا نگه ‏دارت باد

 

کتاب رسائل - نامه ۲۳