بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

شهید والامقام جلال الدین موفق الگوی اخلاص، اخلاق و جوانمردی در خراسان شمالی
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳۱
 

 

روزی در حسینیه‌ی گردان، نشسته بودیم. از معدود دفعاتی بود که من با توجه به  روحیه ی ناآرام وشرارت  ذاتی ، تحت تاثیر معنویت وآرامش شخصیت آقا جلال، در کنارش به نجوا نشسته بودم. و او به آرامی با من سخن می گفت.

سخنان او، برای من تازگی داشت وحاوی حلاوت خاصی بود. ازجهاد، شهادت وازاینکه برای پذیرفته شدن توسط خدای مهربان بایستی توبه کردوحتی کمترین گناهان را دست کم نگرفت. آقا جلال می گفت و من برحسب خصوصیتم ، همزمان با شنیدن سخنانش، مجله ای که کنار حسینیه افتاده بودرا برداشته و تورق می کردم، مجله ی پاسدار اسلام بود. جلدی رنگی و صفحات نیمه رنگی داشت. به ناگاه، عکس روی جلد مجله، نظرمرابه خود جلب کرد. خودش بود. آقای موفق، ایستاده برقایقی تند رو، به همراه رزمنده ای دیگر، در نمایی درشت و زیبا... با صدای بلند، رشته ی کلامش را بریده، گفتم: عه... آقا عکس شماست. دستشو روی دهنم گذاشت و انگشت دست دیگرش را به نشان هیس روی بینی قرار داد. بعد به همان آرامی و با لحنی ملتمسانه از من خواست تا از موضوع عکس روی جلدمجله، به کسی چیزی نگم.

واقعا برای من قابل درک نبود. به خودم گفتم: خدایی اگه عکس من روی جلد کیهان بچه ها، بود به همه، حتی همسایمون که جفت چشمش کور بود هم، نشون می دادم.اما...

اینجاست که جلال الدین موفق در آینده ای نزدیک به شهادت می رسد و کسی چون من باید بماندودرحسرت آنها بسوزد.

روحش شاد