بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

فتح خرمشهر و اراده ملی / حسین علایی
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢
 

چکیده :در آن زمان مردم و قوای مسلح، با تمام وجود معتقد بودند که«ان‌الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» یعنی خداوند سرنوشت ملتی را تغییر نمی‌دهد مگر آنها خودشان را تغییر دهند. مردم همان‌طور که با همدلی عمومی در جریان نهضت اسلامی در سال 1357، شاه را از اریکه استبداد به زیر کشیده بودند و حکومت فردی و مادام‌العمر وی را به جمهوری اسلامی تبدیل کرده بودند، این‌بار نیز با تمرکز قدرت و اراده ملی خود، ارتش متجاوز عراق را از خرمشهر بیرون راندند و مهر ذلت را بر پیشانی صدام‌حسین بی‌رحم، حک کردند. «فاعتبروا یا اولی الابصار». ...


خرمشهر از چهارم آبان ۱۳۵۹ تا دوم خرداد ۱۳۶۰ یعنی بیش از یکسال و نیم در اشغال ارتش متجاوز عراق بود. تصرف خرمشهر در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، علامت پیروزی صدام حسین – دیکتاتور عراق- در تهاجم نظامی به ایران بود. موفقیت عراق در پیشروی به سوی شهرهای مرزی ایران، باعث دلگرمی دشمنان و رقبای جمهوری اسلامی، از جمله کشورهایی مانند آمریکا و عربستان شد. البته در روزهای اول جنگ، مقاومت‌هایی در مسیر پیشروی ارتش عراق صورت گرفت، ولی در نهایت ارتش عراق سرزمینی در حدود ۲۰هزارکیلومترمربع از خاک عزیز ایران را به اشغال و کنترل قوای خود درآورد.

ارتش عراق به تدریج تعداد زیادی از شهرها و روستاهای مرزی ایران را تصرف کرد ولی وقتی خرمشهر به اشغال ارتش متجاوز عراق درآمد، حامیان صدام باور کردند که موازنه قوا به نفع عراق به هم خورده است و تصور کردند که انرژی آزاد شده بر اثر ظهور انقلاب اسلامی، به‌طور کامل مهار شده است. اما درحالی‌که بیش از یک میلیون نفر از مردم استان‌های مرزی آواره شده بودند و نگرانی از گسترش جنگ وجود داشت، آرزوی فتح خرمشهر در دل همه ایرانیان، چه کسانی که برای دفاع از کشور به جبهه‌ها سرازیر شده بودند و چه کسانی که حامی رزمندگان بودند، شعله می‌کشید. امام خمینی(ره) هم که روز اول جنگ اعلام کرده بودند که «تا یک نظامی بیگانه در خاک ایران وجود دارد مردم از کشور خویش دفاع خواهند کرد»، توانستند مظهر اراده ملی برای آزادسازی سرزمین ایران باشند.

وقتی همه مردم بسیج شدند و نیروهای مسلح، با حضور نیروهای داوطلب مردمی سرشار از انرژی و روحیه شدند، حماسه‌ها یکی پس از دیگری اتفاق افتاد و «آبادان از محاصره خارج شد»، «شهر بستان آزاد شد»، «رزمندگان به مرز فکه رسیدند» و درنهایت طی ۲۳ روز نبرد بی‌امان در عملیات بیت‌المقدس، «خونین‌شهر دوباره خرمشهر شد» و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران بر فراز مسجد جامع آن به اهتزاز درآمد. مردم با تمام وجود احساس کردند که «ان تنصرالله ینصرکم». آنها به انتظار نماندند تا «از آسمان اتفاقی بیفتد» و یا «دستی از غیب برون‌آید و کاری کند»، بلکه دست‌به‌کار شدند، به خدای بزرگ و مهربان توکل کردند، در صحنه حاضر شدند و خداوند هم آنها را یاری کرد و دیکتاتور عراق را ناکام کرد و خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ فتح شد.

در آن زمان مردم و قوای مسلح، با تمام وجود معتقد بودند که«ان‌الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» یعنی خداوند سرنوشت ملتی را تغییر نمی‌دهد مگر آنها خودشان را تغییر دهند. مردم همان‌طور که با همدلی عمومی در جریان نهضت اسلامی در سال ۱۳۵۷، شاه را از اریکه استبداد به زیر کشیده بودند و حکومت فردی و مادام‌العمر وی را به جمهوری اسلامی تبدیل کرده بودند، این‌بار نیز با تمرکز قدرت و اراده ملی خود، ارتش متجاوز عراق را از خرمشهر بیرون راندند و مهر ذلت را بر پیشانی صدام‌حسین بی‌رحم، حک کردند. «فاعتبروا یا اولی الابصار».

منبع: روزنامه شرق