بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

آیامیدانیم ومیدانندکه این سروقامتان که دیروزهمچون کوه راست قامت بودند،امروز...؟
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٧
 

آیا مجموعه دولت های ما و بی تعارف برخی از مردم ما قدر این بزرگمردان سرافراز و سروقامتان بی ادعا که امنیت و استقلال و آزادی کشور و عزت دین و میهن مدیون دلاوری های آنان است را دانسته اند و آن چنان که شان و حرمت جانباز دین و میهن ایجاب می کند و بایسته است جایگاه و حرمت آنان پاس داشته شده است؟

آیا دولت ها و مسئولان آنچنان که باید جایگاهی در خور شأن برای جانبازان در نظر گرفته اند، دلاور مردانی که هرگاه نیاز بود و امامشان می فرمود داوطلبانه عازم جبهه ها می شدند و برای حضور در خط و درک فیض شهادت بر هم سبقت می گرفتند، دلاورانی که بهترین سال های جوانی و همه وجود خود را برای دفاع از حریم دین و میهن در طبق اخلاص گذاشتند و تنها و تنها به بالاترین و ارزش مندترین ها اندیشیدند و فقط «با خدا معامله کردند» و بس.

آیا برای این عزیزان که از همه فرصت های غیرقابل تکرار روزهای جوانی خود، ادامه تحصیل، اشتغال، تشکیل خانواده و ... به عشق خدمت به دین و میهن چشم پوشیدند، امروز و طی سال های پس از پایان دفاع مقدس شرایطی بایسته و شایسته شان و جایگاهشان ایجاد شده است تا در کنار تحمل دردهای مستمر و جانکاه و جانگدازشان زندگی کنند، ادامه تحصیل دهند، شغلی داشته باشند و همسری اختیار کنند و خانواده ای تشکیل دهند؟


سرمقاله
حق جانبازان این نبود
خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1390/04/16 شماره انتشار 17877
نویسنده: کورش شجاعی

در همه جای دنیا و در همه زمان ها هم حکومت ها و هم مردم، منزلت و جایگاه و امتیازهای ویژه ای در زمینه های مختلف برای سربازان و مرزبانان و مدافعان حدود و ثغور کشور خود قائل بوده اند و هستند. حتی کشورها و مردمی که نظامیان آن ها در جنگ های ستیزه جویانه، تجاوزکارانه و اشغال گرانه شرکت داشته اند برای نظامیان خود احترام و شأن و امتیازهای ویژه ای قائل هستند.

این در حالی است که نظامیان این کشورها از همان ابتدا و به محض پوشیدن لباس نظامی اولا از حقوق و امتیازهای ویژه حکومتی حتی در شرایط صلح برخوردار می شوند، ثانیا جایگاه اجتماعی متناسبی در جامعه پیدا می کنند و ثالثا در صورت به وجود آمدن هر گونه جراحت یا نقص عضو برای نظامیان در جنگ بلافاصله از بهترین امکانات درمانی برخوردار می شوند و معیشت خانواده هایشان نیز به سرعت و شکل مطلوب تامین می شود، علاوه بر این ها همه ارگان ها و سازمان ها و دوایر دولتی بر اساس قانون علاوه بر رعایت حرمت و شأن اجتماعی نظامیان موظف به انجام کارهای اداری آنان در اسرع وقت و به بهترین شکل هستند.

مردم نیز در شئون مختلف زندگی برای نظامیان و خصوصا آن عده که دچار مجروحیت و نقص عضو شده اند حرمت و احترام قائل هستند ،از بلندشدن جلوی پای آن ها در وسایل نقلیه و اماکن عمومی گرفته تا حفظ حرمت آنان در نگاه و رفتار و گفتارشان و ... و خلاصه علی الاصول چنین نظامیانی در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی ، اقتصادی، درمانی، فرهنگی از امتیازات ویژه و احترام خاص برخوردار می شوند و مشکلاتشان به حداقل می رسد.

همه این ها در حالی است که نظامیان این کشورها صرفا به خاطر حفظ امنیت و منافع ملی و حدود و ثغور کشور به کسوت نظامی درمی آیند که صد البته دفاع از امنیت و منافع ملی و تمامیت ارضی کشور برای هر انسانی خصوصا نظامیان افتخاری بس بزرگ و شرافتی عظیم است اما اگر بحث رزم آوری و دفاع در مقوله دفاع تمام عیار از دین و کتاب خدا و سنت الهی و خلاصه حریم دین و میهن و امنیت و عزت و شرف و ناموس و آزادی یک ملت باشد مانند آن چه سرباز و بسیجی و ارتشی و پاسدار و نیروهای عشایر ایران زمین در جریان هشت سال دفاع مقدس به منصه ظهور گذاردند، آنگاه چنین مدافع و رزم آوری اگر در این دفاع مقدس و جهاد عظیم خونش ریخته شود خریدار آن خون خدا می شود و کشته شده این چنین راهی، شهید شاهد و زنده و حی  واقعی و روزی خورنده نزد پروردگارش خواهد بود و اگر جراحتی بردارد و نقص عضوی پیدا کند به مقام جانبازی نائل می شود و اقتدا کننده به سپه سالار جوانمردی، آزادگی و مروت حضرت اباالفضل آن پور حیدر کرار و زمین ادب بوسیده امام زمانش ، همان سپه سالار حسین و سقای حرم امام و بزرگ جانباز کربلا.

** ولی آیا مجموعه دولت های ما و بی تعارف برخی از مردم ما قدر این بزرگمردان سرافراز و سروقامتان بی ادعا که امنیت و استقلال و آزادی کشور و عزت دین و میهن مدیون دلاوری های آنان است را دانسته اند و آن چنان که شان و حرمت جانباز دین و میهن ایجاب می کند و بایسته است جایگاه و حرمت آنان پاس داشته شده است؟

آیا دولت ها و مسئولان آنچنان که باید جایگاهی در خور شأن برای جانبازان در نظر گرفته اند، دلاور مردانی که هرگاه نیاز بود و امامشان می فرمود داوطلبانه عازم جبهه ها می شدند و برای حضور در خط و درک فیض شهادت بر هم سبقت می گرفتند، دلاورانی که بهترین سال های جوانی و همه وجود خود را برای دفاع از حریم دین و میهن در طبق اخلاص گذاشتند و تنها و تنها به بالاترین و ارزش مندترین ها اندیشیدند و فقط «با خدا معامله کردند» و بس.

جانبازانی که وقتی به سراغ خیلی از آن ها می روی از دردها و مشکلات و انتظاراتشان می پرسی، دم برنمی آورند و در این دم فروبستن تنها به دنبال این هستند که «اجرشان ضایع» نشود، دلاور مردانی که به پیروی از بزرگ علمدار کربلا آن مظهر جوانمردی و فتوت و ادب و الگوی کامل ولایت پذیری و اطاعت از امام زمان خویش در میدان نبرد برای رسیدن به قرب الهی جانبازی ها کردند.

** آیا مسئولان و دولتمردان و قانون گذاران آن چنان که باید تلاش کرده اند که مشکلات معیشتی این دلاورمردان حل شود و این عزیزان لااقل از حداقل های لازم یک زندگی آبرومندانه و مناسب برخوردار شوند؟

** آیا برای این عزیزان که از همه فرصت های غیرقابل تکرار روزهای جوانی خود، ادامه تحصیل، اشتغال، تشکیل خانواده و ... به عشق خدمت به دین و میهن چشم پوشیدند، امروز و طی سال های پس از پایان دفاع مقدس شرایطی بایسته و شایسته شان و جایگاهشان ایجاد شده است تا در کنار تحمل دردهای مستمر و جانکاه و جانگدازشان زندگی کنند، ادامه تحصیل دهند، شغلی داشته باشند و همسری اختیار کنند و خانواده ای تشکیل دهند؟

** آیا می دانیم که گاه به خاطر برخی بی تدبیری ها و هجوم اطلاعات غلط به جامعه، چه نمک ها بر زخم این عزیزان پاشیده شده است؟ و برخی فریاد برآوردند که ای وای که صندلی های دانشگاهی، امکانات دولتی را، فرصت های شغلی را، خانه ها را و ... و چه و چه را همه را به جانبازان دادند. غافل از این که جانبازان هم مثل بقیه برای ورود به دانشگاه ها باید حد نصاب هایی را کسب کنند و علاوه بر این اساسا آن چه برای جانبازان در دانشگاه ها در نظر گرفته شده، سهمیه ای اضافه بر سهمیه داوطلبان عادی است یعنی که این عزیزان نه تنها هیچ گاه جای کسی را نگرفتند و عرصه را نیز بر دیگران تنگ نکردند، بلکه در صورت قبولی این عزیزان به ظرفیت دانشگاه ها اضافه شد بی آن که فرصتی از داوطلب دیگری گرفته شود.

و غافل از این که بسیاری از جانبازان عزیز ما هنوز مالک سرپناهی نیستند و کوله اجاره نشینی بر پشت خود دارند.

اسف بارتر این که حتی نیازهای درمانی و دارویی برخی از این عزیزان آن چنان که باید تامین نمی شود و به همین خاطر وضعیت جسمی و روحی برخی از این عزیزان روز به روز بدتر می شود، آنان که باور ندارند سری به آسایشگاه جانبازان بزنند!

و در چنین شرایطی آیا بیان چنان حرف هایی، نمک بر زخم پاشیدن و ظلم به جانبازان نیست؟

** آیا کسی نیست که از برخی از مدعیان بی اطلاع و بی انصاف بخشش امکانات و فرصت های کشور به جانبازان بپرسد که تازه اگر حرف های شما درست باشد آیا شما حاضرید در قبال ورود به دانشگاه یا فرصت شغلی دست یا پایتان و حتی یک انگشتتان قطع شود؟!

**  آیا برخی مسئولان و قانون گذاران ما می دانند که حال برخی از جانبازان سال به سال، ماه به ماه و گاه روز به روز وخیم تر شده و برخی از جانبازان امروز دیگر قادر به انجام هیچ حرکتی نیستند؟

آیا می دانیم و می دانند که این سروقامتان که دیروز همچون کوه راست قامت بودند، امروز کوه درد شدند ولی همچنان بزرگوارانه و عارفانه دریایی از آرامش در نگاه و وجود و رفتار و گفتارشان موج می زند و نه حقی برای خود قائلند، نه به دنبال سهم خواهی هستند، نه منتی بر کسی دارند و نه خود را از امام و انقلاب و نظام طلبکار می دانند، بلکه هنوز و همچنان گمنام و بی ادعا به سربازی و جانبازی در راه دین و میهن و ملت افتخار می کنند و پا در رکاب و ملتزم فکری و عملی امامت و ولایتند.

** آیا برخی از مسئولان و برخی از مردم حتی با گوشه ای از مشکلات جانبازان خصوصا جانبازان شیمیایی، جانبازان اعصاب و روان و جانبازان قطع نخاعی آشنا هستند؟ آیا می دانند که مصرف داروهای فراوان و خاص اعصاب و روان چه به روز این عزیزان آورده است؟

** آیا برخی می دانند که تعدادی از جانبازان عزیز ما بر اثر سال ها در بستر بودن دچار زخم بسترهای عمیق، دیردرمان و گاه غیرقابل درمان شده اند؟

** آیا برخی می دانند که بعضا به خاطر ندانم کاری ها، اولویت بندی  نادرست و شاید قصورها و تقصیرهای برخی مسئولان و ارائه نکردن درمان ها و جراحی های به موقع و ضروری و در مواردی اعزام نکردن تعدادی از جانبازان به خارج برای انجام اعمال جراحی لازم به بهانه های مختلف، تعدادی از این عزیزان هر روز از توانمندی های جسمی شان کاسته شده و برخی حتی توانایی کمترین حرکتی را از دست داده اند؟!

و آیا این حق جانبازان سرافراز کشورمان بود؟

انصاف نیست و البته نمی خواهم و نمی توانم و نباید بسیاری از خدمات و کارهای انجام شده را انکار کنم اما باز هم به صراحت می گویم حق جانبازان عزیز این نبود.

عزیزانی که با وجود تحمل سخت ترین شرایط جسمی و روانی هنوز چون کوه استوار، همچون اقیانوس دریادل و همچون نفس مطمئنه آرام و راضی هستند و دلخوش به معامله با خدایشان که خجسته ترین و نیکوترین و بایسته ترین و شایسته ترین دلخوشی است.

** آیا حق جانبازان نیست که اقشار مختلف مردم در مناسبت های گوناگون خود را به سرکشی از جانبازان موظف بدانند، محضرشان را درک کنند و همچون نگین انگشتری آنان را در حلقه محبت و ارادت خود قرار دهند؟

**  آیا رسانه ها وظیفه ندارند لااقل برای استیفای حقوق حقه و برخورداری جانبازان از امکانات کامل دارویی و درمانی تلاش کنند؟ آیا رسانه نباید زبان گویای جانبازان این چشم و چراغ های درخشان و فروزان ملت باشند؟

آیا رسانه ها نباید بیش از پیش عاشقانه و تکلیف مدارانه حقوق حقه جانبازان را خصوصا مسائل درمانی و دارویی جانبازان را شناسایی و از مسئولان مطالبه کنند؟

** گرچه انجام هر کاری نیازمند برنامه ریزی و قانون مداری است، اما مسئولان تا کی و تا چند می خواهند قصه درصد و تعیین درصد و مسائل اینچنینی را با بحث ارزشی و معنوی جانبازی گره بزنند؟

مگر تعداد جانبازان در قبال جمعیت کشور چند درصد است؟ مگر عمر دو روزه دنیا در نظر برخی مسئولان و قانون گذاران چقدر دراز می نماید که برخی امور جانبازان را هنوز که هنوز است به فردا و فرداهای آینده موکول می کنند؟

** آیا حساب کرده ایم و برخی مسئولان محاسبه کرده اند که برای برخی امور نه چندان مهم و برای برخی تجملات و تشریفات و همایش ها و سفرهای خارجی برخی آقایان و برخی باشگاه های ورزشی و بازیگران چه هزینه های سرسام آوری از بیت المال مصرف می شود؟ و چه ثروت های بادآورده ای به خاطر برخورداری از امتیازهای خاص و برخی ویژه خواری ها به جیب برخی سرازیر می شود؟ ولی وقتی نوبت به جانباز و دارو و درمان و حقوق واجب و ابتدایی او می رسد، گویی ناگهان بودجه ها فروکش می کند و تصویب قوانین دچار اطاله آنچنانی می شود و ...

** و ای کاش مسئولان شرایط بهتری را فراهم می کردند که جانبازان به جایگاه و شان و منزلت شایسته و بایسته خود در جامعه می رسیدند و قدرشان به واقع و در نگاه و اندیشه و عمل شناخته می شد و حرمتشان به شایسته ترین وجه پاس داشته می شد؟

** آیا این ها کمترین وظیفه مسئولان در قبال جانبازان این سرافرازان همیشه تاریخ ایران اسلامی نبود و نیست؟

** و دیگر باره می پرسم آیا مسئولان و برخی از مردم آن گونه که شایسته است وظیفه خود را در مقابل جانبازان سرافراز کشورمان انجام داده اند؟ مباد که مدیون شهیدان و جانبازان سرافراز باشیم.