بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

سالروز آزاد سازی خرمشهر بر حماسه سازان دفاع مقدس ملت شریف ایران مبارک باد.
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳
 

 

به کوشش علی قانعی فرمانده تیپ2و3وواحداطلاعات،عملیات لشگر5نصرخراسان،که خودازفاتحان خرمشهربود

سوم خرداد 1361 یکی از روزهای دوست داشتنی و فراموش ناشدنی در تاریخ انقلاب اسلامی است که عزت و سربلندی ایران اسلامی را صد چندان کرد و آفرینندگان حماسه این روز نه به عنوان فاتحان خرمشهر که به عنوان فاتحان قلوب مسلمانان و آزادیخواهان جهان سرافرازانه به دشمن قسم خورده سیلی زدند.

در این روز تاریخی فقط خرمشهر آزاد نشد بلکه رویاهای صدام و صدامیان توسط جوانان غیرتمند نقش بر آب گردید، قادسیه آنان به زبانه دانی ریخته شد و دنیا به قدرت و صلابت و ایمان و شجاعت و عشق و ایثار فرزندان امام آفرین گفت.


* موقعیت خرمشهر قبل از جنگ
خرمشهر پیش از آغاز تهاجم وحشیانه صدامیان و اشغال و تخریب، 250 هزار نفر جمعیت داشت و تا شهریور 1359 به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی بزرگترین بندر تجاری کشور محسوب می شد، اسکله ها متعدد تخلیه و بارگیری که با سیستم مدرن حمل و تخلیه کالا مجهز بود این بندر را قادر ساخته بود در سال بیش از 5/1 میلیون تن کالا را که از طریق خلیج فارس وارد می شد به نقاط کشور انتقال دهد.
اسکله های گسترده بندر خرمشهر قادر بودند همزمان، 12 فروند کشتی عظیم با آبخور 14 متر را در کنار خود جای دهند، سیستم تخلیه کالا مطابق با استانداردهای بین المللی بود و وجود راه آهن، حمل کالا از این بندر را به سایر نقاط کشور تسهیل می نمود.


شهرستان خرمشهر در جنوبی ترین نقطه خوزستان از غرب به خط مرزی شلمچه، از جنوب غربی به اروند رود، از شرق به آبادان و از شمال به اهواز محدود می شود، رودخانه کارون که از کوههای چهارمحال و بختیاری سرچشمه می گیرد از این شهر عبور می کند و به اروند ختم می شود، در واقع خرمشهر به وسیله کارون به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می شود و اروندرود که از حاشیه جنوب غربی آن می گذرد و به خلیج فارس می ریزد بخشی از خرمشهر را به یک جزیره تبدیل کرده است.

* اشغال خرمشهر
بامداد 31 شهریور 59 با اینکه تحریکات غیرعادی نیروهای عراقی در مرز شلمچه چهره شهر را تا اندازه ای دگرگون ساخته بود، اما زندگی مردم تقریبا حالت عادی داشت و دانش آموزان پس از یک تعطیلی سه ماهه می رفتند تا خود را برای آغاز سال تحصیلی جدید آماده کنند. آمال و آرزوهای کودکانه آنان با هجوم وحشیانه و ناگهانی دشمن دفن شد و غالب این کودکان هرگز به خانه بازنگشتند.

در آن سوی مرز در پادگان تنومه واقع در شرق بصره ژنرال های عراقی مرکب از ارتشبد معدوم عدنان خیرالله وزیر دفاع، سپهبد عبدالجبار شنشل رییس ستاد ارتش، سپهبد سعود طعم انجبوری، سپهبد ماهر عبدالرشید و دهها ژنرال دیگر در حالی که نقشه خرمشهر را در پیش روی گسترانده بودند طرح اشغال آن را برای آخرین بار بررسی کردند.
7 فروند سوخو با 56 تن بمب، نقاط مسکونی خرمشهر را هدف قرار دادند و متعاقب آن به دستور مستقیم صدام، فرمان حمله به شهر و اشغال آن آغاز شد لشکرهای 36، 9، 11 و 12 زرهی، پیاده و مکانیزه با عبور از نقاط مرزی شلمچه کوشیدند شهر را به صورت (L) به محاصره خود درآورند و دشمن، پیشروی تدریجی خود به سوی خرمشهر را آغاز کرد، او برای شکست مقاومت های مردمی 90 دسته خمیازه انداز را به کار گرفت تا آنان با استفاده از 540 قبض خمپاره 120 میلیمتری آتش پرحجمی را متوجه نقاط مسکونی شهر نمایند.

تنازع دو پدیده حق و باطل و مرگ و زندگی در جریان این حمله نابرابر کاملا مشهود بود و قوای بعثی خواستند با اشغال خرمشهر، حق زندگی را از مردم سلب کنند اما مردم با اتخاذ یک سلسله تدابیر نظامی که عمدتا ابتدایی و ابتکاری بود از پیشروی قوای دشمن جلوگیری کرده تا به زندگی شرافتمندانه خود ادامه دهند.

دفاع قهرمانانه در برابر تجاوز دشمن 35 روز ادامه داشت و در جریان آن بیش از 7 هزار تن از قوای متجاوز به هلاکت رسیدند. اما آنان سرانجام با افزایش واحدهای کماندویی در چهارم آبان شهر را اشغال کردند.

با اشغال شهر به دستور فرماندهان ارتش عراق، کمیته ای موسوم به کمیته تخلیه اموال تشکیل و عده ای از سربازان عراقی ماموریت یافتند تا بر اساس یک تقسیم بندی، اموال و اثاثیه هزاران واحد مسکونی را به بندر بصره منتقل کنند و در آنجا پس از حراج ، درامد حاصل از آن را در اختیار ارتش بعث قرار دهند.

در این راستا بیش از 700 هزار تن کالای تخلیه شده در بندر و نیز 5 هزار دستگاه اتومبیل خارجی که در بندر عظیم خرمشهر تخلیه شده بود توسط غارتگران به یغما رفت.

متجاوزان تنها به غارت اموال بسنده نکردند، بلکه طرح تخریب کامل شهر را در دست داشتند، سرتیپ احمد زیدان فرمانده نیروی عراقی مستقر در خرمشهر دستور تخریب کامل شهر را داد و بر همن اساس کلیه منازل به وسیله 300 تن تی ان تی تخریب شد.

علاوه بر آن بولدوزرهای ارتش عراق برای تسطیح خرابی ها و ایجاد خاکریز در حاشیه شهر فعالیت خود را آغاز کردند. در میان خرابی های خرمشهر انواع مین و تله های انفجاری نیز به کار گرفته شد و این شهر در مدت 578 روز اسارت به تلی از خاک مبدل گردی و در پی ابتکار سرتیپ احمد زیدان که در جریان فتح خرمشهر توسط قوای اسلام به هلاکت رسیدند به کلی ویران شد.

* آغاز عملیات بیت المقدس
عملیات بیت المقدس با هدف آزادسازی نقاط اشغال شده جنوب از دست قوای متجاوز عراقی در ساعت 30 دقیقه بامداد 10 اردیبهشت با رمز مقدس یا علی بن ابی طالب در بخش شمالی جاده اهواز- خرمشهر آغاز گردید.

ظفرمندان اسلام متشکل از نیروهای سپاه ارتش و بسیج در اولین دقایق آغاز عملیات به قلب دشمن یورش بردند و بخش شمالی جاده اهواز- خرمشهر را آزاد کردند.

آنان با قطع بخش مهمی از این جاده در 95 کیلومتری شمال خرمشهر آتش خشم را بر بعثیون فرو ریخته و در ساعت 2 بامداد ضمن آزادسازی هویزه از طریق کرخه نور و طراح، توپخانه دشمن را به تصرف خود درآوردند، پاسگاه های رحمانی یک و رحمانی دو و دهکده سد عبود در حد فلاصل کارون و محور شرقی اهواز- خرمشهر آزاد شد و سه ساعت بعد نیروهای اسلام از هویزه عبور کرده و به سوی مناطق جفیر و کوشک پیش رفتند.

در این مرحله از عملیات 800 کیلومتر مربع از اراضی اشغالی آزاد شد و ضمن انهدام تجهیزات و ادوات، 6 فروند از هواپیماهای عراقی ساقط گردید.

در این حال رویترز، خبر آغاز بازپس گیری اراضی مناطق جنوبی ایران و پیشروی همه جانبه به سوی خرمشهر را مخاطره کرد.

در این خبر آمده بود که اولین جرقه های آتش قوای ایرانی از زمین و هوا و عقب رانی عراقیون شروع شده است.

صدام نیز به فرماندان نظامی اش اخطار کرد چنانچه اراضی از دست رفته بازپس گرفته نشود همه آنان را اعدام خواهد کرد.
در دومین روز عملیات، ارتفاع 182 در منطقه فکه آزاد شد و نیروهای اسلام ضمن به هلاکت رساندن 700 مزدور عراقی، سه فروند هواپیمای دشمن را ساقط کردند.

مدافعان پرتلاش و خستگی ناپذیر در روز 12 اردیبهشت با آغاز سومین مرحله عملیات بیت المقدس، جاده اهواز- خرمشهر را در منطقه ایستگاه حسینیه از کیلومتر 85 تا 105 در حوالی ایستگاههای گرمدشت- نیم ایستگاه و ایستگاه 90 از لوث وجود متجاوزان پاکسازی کرده و به بخش شمالی خرمشهر و به حوالی انبارهای عمومی شهر مسلط شدند.

دشمن، جهت بازپس گیری اراضی از دست رفته 4 بار اقدام به پاتک کرد که هر بار با تحمل ضایعات بسیار مجبور به عقب نشینی شد و متعاقب آن رسانه های غربی ناچار به انتشار بخشی از واقعیات شدند.

خبرنگار گاردین، حمله ارتش ایران را قاطع ترین از نوع خود از آغاز جنگ تاکنون ذکر کرد و نوشت: در حال حاضر ارتش ایران در اوج اعتماد به نفس است و این در حالی است که در پشت مخالفین عراقی شان رژیمی قرار دارد که اساس آن از هفته ای به هفته دیگر مورد تردید و سوال است.

فرزندان اسلام و قرآن در ساعت 23 هفدهم اردیبهشت برای نخستین بار به خط مرزی رسیدند و با انهدام 70 درصد وسایل و ادوات دشمن در این ناحیه بر اکثر راههای ارتباطی در منطقه خرمشهر مسلط شدند.

در این مرحله تیپ های 6 و 12 و 8 عراق متلاش شد و باقی مانده نفرات دشمن با 18 دستگاه تانک و نفربر خود را تسلیم کردند.

قرارگاه تیپ 6 لشکر 3 زرهی به تصرف درآمد و سرهنگ یونس رشید محمد فرمانده تیپ 24 به هلاکت رسید و سرهنگ محمد رشید سلمان فرمانده تیپ 6 به اسارت درآمد.

صبح روز هجدهم اردیبهشت پادگان حمید آزاد و فرار دشمن به سوی خطوط طلایه، جفیر و کوشک آغاز شد و هویزه نجوای آزادی را سرداد و حال یا علی دیگر زمزمه رمز نیست که فریاد آشکار رزم و فتح است، خدای هویزه، خدای دشت مظلوم جنوب، خدای جلگه غمدار و خونین خوزستان، خدای عزیزانی که ماهها حرمت این خاک لاله خیز را در دیدگان تیز و نگران خود داشتند، خدای روستائیان زنده به گور شده و خدای محرومان پیکارگر و پیکارگران محروم بر زمین تب کرده و عطشناک هویزه مژدگانی داد که دشت پاره پاره شده، لباس آزادی را زیور تن کرده است.

ماهها می گذشت که این جای دوست داشتنی و خواستنی زمین، دست نابجای تطاول و تاراج را در گلوگاه خود می یافت و با همه کم نفسی تاب می آورد و پای می داشت.

هویزه نه توپ بعث را تسلیم شد و نه تانک صدامیان را تمکین کرد ماهها صبورانه ضربتی را مترصد بود که مهاجمان غفلتی را میان مرگ مسلم با تسلیم مخیر کند و یادشان دهد که زنده های زمین ما اگر دمی چند نفس حبس می کنند بدان عزم است که فریاد بزرگتر رزم را ساز کنند، و اینکه در فصل زیبای رهایی در سبزترین زمانه زمین فرصت طلایی شهامت و شرف خاک مجروح و مصدوم صحرای عاصی و کبود و پاره پاره هویزه هر کجایش محرابی شده است یا علی گویان، برآستانه اش بوسه ها از محبت و عشق می زنند و هر سنگ ریزه اش را طواف ها از سرنیاز طلب می کنند.

عصر روز هجدهم اردیبهشت پس از قطع راههای مهم و استراتژیک جفیر که این منطقه را به هویزه، ویمه، کوشک و حمید متصل می کند آزاد شد و 10 پاسگاه مرزی فعالیت رسمی خود را از سر گرفتند، جاده سوسنگر- هویزه به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و شهر اهواز پس از 20 ماه از تیررس توپخانه دور برد و موشک های زمین به زمین متجاوزین خارج شده و اینک فرزندان اسلام می روند تا با اتکال به خداوند در جبهه های رزم جوابگوی 1512 گلوله توپ و 34 فروند موشک شلیک شده به سوی نقاط مسکونی اهواز که 2055 شهید و مجروح بر جای گذاشت باشند.

در دهمین روز از آغاز عملیات غرور آفرین بیت المقدس ، رزمندگان اسلام به سمت شمال غربی جاده شلمچه- خرمشهر پیشروی کرده و با عبور از نهر عریض بر پل نو واقع در حوالی دهکده ولی عصر مسلط شده و با انهدام دو تیپ پیاده و آزادسازی شلمچه توانستند 3400 کیلومتر مربع از خاک اشغال شده جنوب را از لوث وجود متجاوزین پاکسازی نمایند.

گروهای تخریب پس از آزادسازی هویزه 98 هزار مین کاشته شده در اطراف این شهر مظلوم و ویران شده را کشف و خنثی کردند در همین زمان تظاهرات در اکثر شهرهای عراق شدت گرفت و در شهرهای سلیمانیه- اریبل- نجف و بصره حکومت نظامی اعلام شد و سرفرماندهی ارتش بعث چند دوره احتیاط را برای جایگزینی نفرات بیشماراز دست رفته به خدمت سربازی احضار کرد و متعاقب آن از کشورهای مرتجع منطقه تقاضای 24 میلیارد دلار وام نمود.

توانمندان ارتش توحید و سربازان گمنام و بی مدعای امام روح اله، نستوه و خستگی ناپذیر به دنبال 22 روز نبرد بی امان با آغاز سومین مرحله عملیات در شب دوم خرداد پاسگاه کوشک را به تصرف خود در آورده و از طریق پل نو به سمت شط العرب حرکت کردند.

فریب خوردگان ارتش بعث دسته دسته در اطراف خرمشهر خود را تسلیم قوای اسلام می نمودند به طوری که در ساعت 10:30 حدود 2 هزار نفر خود را تسلیم کرده و در ساعت 13 تعداد آنان به 5 هزار و در ساعت 17 به 8 هزار نفر رسید.

نیروهای اسلام پس از 578 روز فراقت از این خاک مقدس بار دیگر خود را به تربت پاک خرمشهر رساندند و ندا سر دادند: مسجدهامان را پس می گیریم تا بانک الله اکبرمان بر بلندای گلدسته ها، شرق و غرب جهان را به لرزه درآورد، هرگز مباد نماز جمعه مسجد جامع در زیر سایه های کفر فرو رود.

رزمندگان ما از پل کارون به قلب تمامی محرومین و مستضعفین جهان پیوند خون زدند، امروز بازار سیف، راه آهن، دیزل آباد، فلکه دروازه، صفا، طالقانی، 40 متری عیاره- فعلیه- گمرک- سنتاب- چوئیده- فرشید – جنت آباد- دژ- کمربندی- پلیس راه- انبارهای عمومی- فردوسی- هشترودی- امام خمینی- قدوسی- مسجد جامع- حریرچی- شیلات – بازار ماهی فروشها- پل نو و هزاران نام آشنای دیگر مشهد حسین فهمیده ها را در برابر دیدگان ما نمایش می دهد و قطره های گرم اشک شادی را از گوشه چشمانمان سرازیر می کند زیرا اکنون خرمشهر پیش روی ماست.

رزمندگان ابتدا با پیشروی از جناح غربی خرمشهر مهمترین جاده تدارکاتی دشمن را در شلمچه قطع و به پیشروی خود به سوی شهر ادامه دادند و راه دریایی دشمن دراروند رود را فتح کردند.

جناح دیگر عملیات، محور اهواز- خرمشهر بود، در این محور رزمندگان با تصرف انبارهای عمومی و ساختمان های نیمه تمام مسکونی بنادر و کشتیرانی خرمشهر قوای دشمن را در حد فاصل حفار غربی و سیل بند به محاصره درآوردند و با تکمیل حلفه محاصره کلیه واحدهای دشمن مرکب از 10 گارد مرزی، تیپ 33 و 64 و تیپ های مستقل 120، 113، 38 و 223 و نیز نیروهای دفاع الواجیات جیش الشعبی عراق به دام افتادند.

نیروهای دشمن در داخل خرمشهر حدود 30 هزار نفر تخمین زده می شدند که بخشی از آنان کشته و حدود 13 هزار نفر به اسارت درآمدند. حمله رزمندگان ما سردرگمی عجیبی را در میان قوای متجاوز موجب شد، ابتکار عمل از دستشان خارج گردید و فرماندهان تیپ ها و لشکرها تنها به فکر نجات جان خود بودند.

از موارد عدیده ای که پس از فتح خرمشهر آشکار شد تعداد زیاد اجساد سربازان و افسران عراقی بود که در شط العرب غرق شده بودند، شاید آنان با سپردن خود به آب خواسته بودند از جهنمی که صدام برایشان ایجاد کرده بود رهایی یابند.

با سقوط هلی کوپترهای کمکی ، آخرین تلاش های صدام به یاس مبدل شد ساعتی بعد با انهدام مقر فرماندهی ارتش عراق در خرمشهر و سنگرهای مخابراتی، ارتباط نیروهای محاصره شده با قرارگاه های تاکتیکی شان در بصره قطع گردید. اضطراب فرماندهان عراقی کاملا مشهود بود آنها با داشتن تجارب کافی از نحوه تسلیم شدن و به کار بردن انواع حقه ها، سعی کردند با تسلیم شدن، خود را از مرگ حتمی نجات دهند.

موضوع دیگر که باعث می شود انسان نسبت به معادلات نظامی بی تفاوت شود وجود استحکامات وسیع در اطراف خرمشهر بود، دشمن در سراسر شهر دژهای پولادین ساخته بود، وجود میادین وسیع مین، تیرآهن ها و تیرکهای عمودی که برای ممانعت از فرود چتر بازان کاسته شده بود و نیز سنگرهای بتونی و سیم های خاردار و موانع عبور تانک همه و همه حکایت از آن داشت که صدام برای حفظ خرمشهر کلیه وسایل دفاعی زمینی را به کار گرفته اما این موانع دربرابر اراده خلل ناپذیر قوای جان برکف ما دوام نیاورد و خرمشهر آزاد شد.

دشمن نیامده بود که خود برود، نیامد که فوج فوج تسلیم شود بلکه قدرت و اقتدار رزمندگان اسلام بود که آنها را ناگریز به فرار یا تسلیم کرد، رزمندگان خداجوی، 25 روز جنگیدند تا خود را به دروازه های خرمشهر رساندند. موانع را برداشتند تا بتوانند به مسجد جامع برسند .
حاصل عملیات 25 روزه بیت المقدس، برای کشورمان، بازپس گیری 5185 کیلومتر مربع خاک اشغال شده، بازپس گیری خرمشهر قهرمان و برای دشمن متجاوز 37 هزار کشته و زخمی، 20 هزار اسیر و از دست دادن 40 فروند هواپیما، دههای هلی کوپتر، 119 دستگاه تانک و نفربر و هزاران قبضه سلاح سبک و نیمه سنگین بود.