بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

هاشمی را تخریب نکنید /نویسنده : دکتر سید علی میرباقری...روزنامه مردم سالاری
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢
 

نزدیکان امام خمینی(ره) گفته اند: «هنگامی که آیت الله هاشمی رفسنجانی،  با خبرنگاران خارجی مصاحبه می کرد، امام خمینی(ره)، با دقت، آن مصاحبه ها را از تلویزیون گوش می داد و دائم لبخند رضایت، برلبان مبارکش قرار می گرفت، که گویا کلا م خود را در دهان او می یابد.» هاشمی رفسنجانی برای امام (ره)، آنقدر عزیز بود که هر موقع، وی به سفری رهسپار می شد، حضرت امام خمینی(ره) برای سلا متیش دعا می کردو دستور می داد از اموال شخصی خود، گوسفندی برایش قربانی و بین فقرا توزیع کنند. این نوع توجهات برای هیچ کس دیگر، از سوی امام خمینی(ره)، اتفاق نیفتاده است. عجیب ترین جمله دوران حیات امام خمینی(ره) فقط برای هاشمی رفسنجانی  از لبان مبارکشان صادر شده است:

«هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.»

زیبا ترین  تمجید و تقدیر مقام رهبری در مورد هاشمی رفسنجانی به عمل آمده است:

«هیچ کس برای من هاشمی نمی شود.»

و همچنین درخطبه های نماز جمعه فرمودند: «اسم بعضی از اشخاص برده شد که این ها شخصیت های این نظامند; اینها کسانی هستند که عمرشان را در راه این نظام مصرف کردند. بنده در نماز جمعه هیچ وقت  رسمم نبوده است از افراد اسم بیاوریم، اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقای هاشمی رفسنجانی،... آقای هاشمی را همه می شناسند. من شناختم از ایشان مربوط  به بعد از انقلا ب و مسوولیت های بعد از انقلا ب نیست; من از 25 سال قبل- ایشان را از نزدیک می شناسم. آقای هاشمی از اصلی ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود; از مبارزین جدی و پیگیر قبل از انقلا ب بود; بعد از پیروزی انقلا ب از موثرترین شخصیت های جمهوری اسلا می در کنار امام(ره) بود; بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز، این مرد بارها  تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلا ب اموال خودش را صرف انقلا ب می کرد و به مبارزین می داد. این ها را جوان ها خوب است بدانند.


وجود انسان، آمیخته ای از خیرات و برکات و شروفساد و تباهی است. این مفهوم را قرآن به ما می آموزد:«فالهمها فجورها و تقواها= سپس فجور و تقوا را به او الهام کرد» (سوره شمس- آیه9) یعنی انسان دو زمینه بالقوه در او، وجود دارد، یکی حرکت در قوس صعودی است تا حدی که از فرشتگان هم برتر شود و دیگری، سیرنزولی، که او را از حیوانات هم پست تر می گرداند; و اینها منوط به انتخاب او است، که با اراده خود، کدام مسیر را برگزیند; و رستگاری و سعادت، مخصوص کسی است که نفس خود را تربیت کند و از آلودگی های گناه و عصیان و کفر و شرک پاک سازد. در هنگام خلقت انسان، ملا ئکه، که توجهشان فقط به یک بعد وجودی انسان معطوف شده وپی برده بودند انسان موجود سربراهی نیست و خرابی و فساد، ایجاد خواهد کرد، و شهوات، سرتاپای او را فراگرفته و شیطان از هر طرف وسوسه اش خواهد کرد، برایشان سوال پیش آمد، که چرا خدا چنین موجودی خلق کرده است؟ ولی آنها اطلا ع نداشتند که این مخلوق، چنانچه به همه آن پستی های بالقوه، پشت پا بزند و بندهای شهوت را پاره و در مقابل خدا خضوع نماید، شرافتش ازتمام ملا ئکه، بالا تر خواهد رفت. آنها خبر نداشتند که از نسل همین مخلوق، بندگان صالح و پیشوایانی متقی ظاهر خواهند شد که یک ساعت تفکر آنها، از سالها عبادت ملا ئکه بالا تر است. «قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدما»... قال انی اعلم ما لا  تعلمون= گفتند، آیا موجودی خلق می کنی که در زمین فساد و خون ریزی راه بیندازد؟... پاسخ داده شد، من چیزی می دانم که شما نمی دانید» (قرآن سوره بقره آیه 29) آنچه که ملا ئکه نمی دانستند، این بود که برای  این مخلوق، همواره راه رشد و کمال، فراهم است، ضمن اینکه واضح است، راه دنائت و فساد هم به آسانی جلوی او قرار دارد، بلکه حرکت در سراشیبی ها برایش آسان تر می باشد. مظاهر عینی این حقیقت ها را به تعداد بسیار و فراوان، در طول حیات بشر، دیده ایم، از قابیل گرفته تا روزگار ما. گویا فرعون ها و نمرودها و نرون ها و چنکیزها و هیتلرها و صدام ها و... و قذافیها را در گستره تاریخ، به نوبت چیده اند; و شاید تا آخرالزمان، عقبه اینها ریشه کن نگردد.
در سوی دیگر تاریخ، انسان های بزرگوار، شریف و متعالی و رشد یافته و کامل، ظهور کرده اند، که عظمت روح و قوت و قدرت اراده آنها در نوعدوستی و عقل و ارائه خیر و محبت، به جامعه انسانی، هر محقق را به حیرت وا می دارد; و تعداد این پاکان و مصلحان، در تاریخ، بیشمار است. انسان موجودی اجتماعی است و اجتماعی زندگی کردن، جزو ذات و فطرت اوست و از این جهت، در اداره کردن و هدایت جامعه، به سوی خیر و کمال، به مدیران و رهبران صالح، نیازمند است; و از دید مذهب ما احراز و تصدی مسوولیت اداره کردن جامعه، جهت صعود به قله عدالت، تکلیفی است که به عهده خیراندیشان رشد یافته و صالح، قرار داده شده است تا به جامعه خدمت کنند. متاسفانه در این میدان نیز، دو دسته وارد می شوند، گروهی که رشد نیافته اند و دارای ضعف های روحی و معنوی فراوانند و برای جبران آن کاستی ها، به سوی گرفتن مقامات حکومتی، هجوم میآورند و سر و دست می شکنند و در این راه به هر دروغ و دغل و جنایت و خیانت و گناه و فسادی دست می زنند و حکومت را مانند طعمه می شمارند; و کفتاروار، برای سیرکردن خود، به هر قیمتی به سویش هجوم میآورند; دسته دوم انسان های پاک و رشد یافته و باوقار و عاقل و کامل و پرتوانی هستند که به حکومت و پست های آن، به منزله خدمت رسانی و وسیله ای برای رشد دادن و به کمال رساندن جامعه، به عنوان یک تکلیف و امانت می نگرند; و ارزش و قیمت خود و مقام های حکومت را وقتی بالا  می بینند، که بتوانند احقاق حقی کنند یا باطلی را از میان بردارند، درغیر این صورت مقامات و منصب های حکومت، به اندازه  کفش کهنه ای هم قیمت ندارد و...
ارزش آن از نم عطسه بزی هم کمتر است.«... والله لهی احب لی من امرتکم الا  ان اقیم حقا او ادفع باطلا = به خدا قسم،(این کفش کهنه) نزد من دوست داشتنی تر از حکومت کردن است،مگر اینکه بتوانم حقی را بپا دارم یا باطلی را برطرف کنم» (امیرالمومنین علی علیه السلا م). این گروه افراد وقتی که پست ها و مقام های حکومت را به عهده می گیرند، به آن مقام ها و منصب ها، ارزش می دهند و بها و قیمت آن پست را بالا  می برند(برعکس انسان های پست و ضعیف که می خواهند بزرگی و ارزش خود را، از مقام ها و منصب های حکومتی دریافت دارند) این افراد به مناصب حکومت به منزله تکلیف و مسوولیت و امانت می نگرند، به همین دلیل، وقتی زمینه و موقعیت حکومتی را از آنها سلب می کنند، احساس رهایی و راحتی کرده و همچون مولا یشان(امیرالمومنین امام علی علیه السلا م) زمزمه«فزت ورب الکعبه» سر می دهند. درهمین تاریخ کوتاه نظام جمهوری اسلا می، ملا حظه می کنیم افرادی که شایستگی و لیاقت و توانمندی و وقار و متانت و قوت و قدرت مدیریت را در وجود خود، پرورش داده اند، هنگامی که مسوولیت و تکلیفی در اداره کردن جامعه، به آنها واگذار شده است، آن تکلیف و مسوولیت را، به نحو احسن و با آبرومندی و صلا بت، به اجرا درآورده و به آن پست حکومتی، ارزش و قیمت داده اند; ولی عظمت روح و وسعت شخصیت فکری و معنوی آنها تا حدی بالا  بوده است، که آن پست و مقام، ذره ای برعظمت آنها نیفزوده است. آیا عظمت و شرافت شهیداستاد مرتضی مطهری، قبل از عضویت در شورای انقلا ب و بعد از آن، شهید مظلوم بهشتی قبل از مسوولیت قوه قضائیه وبعد از آن، شهید رجایی، قبل از رئیس جمهوری و بعد از آن، شهید باهنر قبل از نخست وزیری و بعد از آن، آیت الله مهدی کنی، قبل از مناصب مهمی که از طرف امام خمینی(ره) دریافت نمود و بعد از آن، و... تفاوتی دارد؟ در مقابل، افراد کوچک و حقیر و کم ظرفیت و ساخته نشده ای هم آمده اند، اموری ازحکومت اسلا می را اشغال کرده اند و به زعم خود، ارزش و موقعیت فوق العاده ای را بر وجود ضعیف خود افزوده اند، و آن سمت حکومتی را ضایع و بی ارزش کرده، و وقتی هم که رفته اند، ارزششان حتی از دوران قبل از گرفتن آن پست کمتر و ضایع تر شده است; که البته این انتقام خدا و اثر خون شهدا است.(قال الصادق(ع): من ولی شی من امور المسلمین فضیعهم، ضیعه الله تعالی= کسی که منصبی از امور مسلمانان را به عهده بگیرد و آن را بی اعتبار نماید، خدا آبرویش را می ریزد.) ابوالحسن بنی صدر، نمونه ای از این گروه است.
اما افراد بزرگ و وارسته و خود ساخته، هنگامی که مسوولیتی را به عهده می گیرند، سایه وقار و متانت، و عظمت و تعهد و بزرگواری خود را، برآن پست انداخته و از آن طریق، این ویژگی ها را در جامعه نیز منتشر می کنند، و جامعه، از خیر و برکت وجود آنها بهره مند می گردد; و آثار وجودی آنها تا سالها بعد، در جامعه، شور و حرارت و حرکت می آفریند. آیا آثار وجودی میرزا تقی خان امیرکبیر با حاج میرزا آغاسی(دو نخست وزیر دوره قاجاریه) و قضاوت نسل امروز ما در مورد آنان یکسان است؟ آری، انسان های کوچکی که برای حذف مردان بزرگ، از سمت های حکومتی، تلا ش کرده و با لجن پراکنی و غیبت و تهمت و دروغ پردازی و قیحانه، و قساوت بی حد، سعی کرده اند، آنها را از اداره کردن جامعه برکنار کنند، نه تنها به آن بزرگان زیانی نرسانده اند، بلکه سنگینی تکلیف و بار امانت بزرگی را، از گردن آنها کم کرده اند، اما در این حذف کردن ها، خسارت و ظلمی نابخشودنی بر جامعه وارد شده است، که حجم آن عظیم و جبران آن، غیر ممکن است. آیا کسی می تواند خسارت هایی را که با حذف امیر کبیر از منصب حکومتی، بر ملت ما وارد گردید جبران کند؟ در تاریخ
32 ساله نظام مقدس جمهوری اسلا می، شخصیت ها و مردان بزرگی نمایان شده، و مسوولیت ها را به عهده گرفته اند که نمونه آنها را در تاریخ ایران کمتر سراغ داریم و خوشبختانه قدر و منزلت آنها در جامعه بصیر و قدرشناس ما، شناخته شده است، بهترین شاخص ما، تقدیرها و تمجیدها و دعاهای خیر ولی فقیه زمان، در مورد آنان است، طوری که حتی یک بار هم، مورد عتاب و سرزنش آنان قرار نگرفته اند. وجود این اشخاص، بسیار ارزشمند و گرانقیمت است و منافع وجودی آنها در اداره کردن امور، برای جامعه، بی حد و حصر و بی انتهاست. آیت الله شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی، یک نمونه آن است، شخصیتی که در مکتب و کنار امام خمینی(ره) و سایر مراجع معظم تقلید و همراه مقام معظم رهبری و در کوران مبارزات قبل از پیروزی انقلا ب اسلا می، وجود با عظمتش کمال و رشد و تعالی گرفته و در تمام حوادث تلخ و شیرین بعد از پیروزی انقلا ب اسلا می، در راس امور حکومتی، نور افشانی و سازندگی کرده است. می گویند وی، قبل از پیروزی انقلا ب اسلا می نیز، حلا ل مشکلا ت طلا ب حوزه های علمیه بود و نه تنها از لحاظ سیاسی و اجتماعی هدایتگری می نمود بلکه بسیاری از مشکلا ت مالی و اجتماعی طلا ب را برطرف  می کرد، (چون که هاشمی رفسنجانی، تازه به دوران رسیده نبود، بلکه خانواده با اصل و ریشه هاشمی رفسنجانی، از مسیر حلا ل ترین شغل ها (کشاورزی و باغداری) جزو ثروتمندان آن دوران محسوب می شد) در دوران حیات با برکت امام خمینی(ره)، او را بازوی قدرتمند امام خمینی(ره)، باید شناخت. هاشمی رفسنجانی، کتاب ارزشمند«سرگذشت فلسطین» را تالیف و به هزینه شخصی خود در سال 1343 ه ش، در تیراژ بالا  چاپ و منتشر کرد که ولوله ای در مملکت ایجاد و رژیم را مدت ها در وحشت مطالب آن حیران و هراسان کرد. (اسناد فراوانی از ساواک موید این موضوع است) سخنرانی های مستدل و منطقی و مهیج او در اکثر قریب به اتفاق شهرهای ایران، هر بار شور و حرکتی می آفرید و گزارشگران ساواک از تمام شهرها مستمرا خبر می دادند «ساعت... روز... آقای علی اکبر هاشمی به منبر رفته و...» مجموعه این گزارش ها و بازجویی هایی که از این طلبه جوان، از ساواک به دست آمده، بسیار حیرت انگیز و عجیب و نشان عظمت و شجاعت و قدرت و توانایی اوست، بیش از 1500 صفحه گزارش و بازجویی، که در دو جلد کتاب«هاشمی رفسنجانی، دوران مبارزه- دفتر نشر معارف-1376» چاپ و منتشر شده است. در دوران پس از پیروزی انقلا ب اسلا می در تمام مشکلا ت و حوادث، مشاور امین و خوش فکر و تیزبین و حاذفی برای امام خمینی(ره ) محسوب می شود. در شورای انقلا ب، در مجلس خبرگان قانون اساسی، در مجلس شورای اسلا می، در امور جنگ و دفاع مقدس، درگروه های چاره جو برای رفع فتنه ها و بحران ها و... تا آنجا که بعد از پیروزی انقلا ب اسلا می، صحنه ای نیست که هاشمی رفسنجانی، با قدرت و وسعت در آن حضور ندارد.(احکام و ماموریت های گرفته از طرف حضرت امام خمینی(ره) در کتاب های ارزشمند  صحیفه نور و صحیفه امام، چاپ و منتشر شده است.) حتی این عجیب است که هاشمی رفسنجانی از طرف امام خمینی(ره) مامور می گردد، در کمیته پنج نفری تنظیم اعتصابات شرکت نفت، علی رغم آن که تمام اعضای آن متخصصین صاحب نام نفتی، با درجات علمی دانشگاهی بالا  هستند، شرکت و راهیابی و هدایت کند.  در این همه تیزیینی و هوشمندی و ابتکار مدیریتی و اعتماد امام(ره) به او، چه کسی هموزن هاشمی رفسنجانی است؟
حادثه عجیب دیگر آن که، هاشمی رفسنجانی، تنها شخصیتی است که در حساس ترین دوران دفاع مقدس، جانشینی  فرمانده کل قوا، با تمام اختیارات ولی فقیه، از طرف حضرت امام خمینی(ره) به او تفویض می گردد.
برگزیدن وی از طرف خبرگان رهبری، به سمت ریاست مجلس خبرگان و از طرف مقام معظم ولا یت به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، عظمت او را، صد چندان به نمایش گذاشته است. خطبه های پرمغز و امیدبخش  او در نمازهای جمعه و سایر  مواقع، فراموش نشدنی است. مصاحبه های با صلا بت و زیرکی تمام عیار او، با معروف ترین و مبرزترین خبرنگاران جهان، در مقاطع مختلف را که  فراموش نکرده ایم، آنچنان با قدرت  و صلا بت و تیز هوشی سخن می راند و به سوالا ت، پاسخ می گفت، که سیاستمداران دنیا، انگشت حیرت  به دهان می گزیدند. و بر آن همه سخنرانی و مصاحبه، حتی یک مورد، ایراد منطقی، از طرف دوست و دشمن وارد نمی گردد. هیچ کس سراغ ندارد که هاشمی  رفسنجانی در خطبه ها، بیانیه ها و مصاحبه های رسمی، به  کسی اهانت کرده یا تهمت زده یا دروغی گفته باشد. آیا اینها از او یک اعجوبه سیاسی فرهنگی نساخته است؟!
نزدیکان امام خمینی(ره) گفته اند: «هنگامی که آیت الله هاشمی رفسنجانی،  با خبرنگاران خارجی مصاحبه می کرد، امام خمینی(ره)، با دقت، آن مصاحبه ها را از تلویزیون گوش می داد و دائم لبخند رضایت، برلبان مبارکش قرار می گرفت، که گویا کلا م خود را در دهان او می یابد.» هاشمی رفسنجانی برای امام (ره)، آنقدر عزیز بود که هر موقع، وی به سفری رهسپار می شد، حضرت امام خمینی(ره) برای سلا متیش دعا می کردو دستور می داد از اموال شخصی خود، گوسفندی برایش قربانی و بین فقرا توزیع کنند. این نوع توجهات برای هیچ کس دیگر، از سوی امام خمینی(ره)، اتفاق نیفتاده است. عجیب ترین جمله دوران حیات امام خمینی(ره) فقط برای هاشمی رفسنجانی  از لبان مبارکشان صادر شده است: «هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.» زیبا ترین  تمجید و تقدیر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) در مورد هاشمی رفسنجانی به عمل آمده است: «هیچ کس برای من هاشمی نمی شود.» و همچنین درخطبه های نماز جمعه فرمودند: «اسم بعضی از اشخاص برده شد که این ها شخصیت های این نظامند; اینها کسانی هستند که عمرشان را در راه این نظام مصرف کردند. بنده در نماز جمعه هیچ وقت  رسمم نبوده است از افراد اسم بیاوریم، اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقای هاشمی رفسنجانی،... آقای هاشمی را همه می شناسند. من شناختم از ایشان مربوط  به بعد از انقلا ب و مسوولیت های بعد از انقلا ب نیست; من از
25 سال قبل- ایشان را از نزدیک می شناسم. آقای هاشمی از اصلی ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود; از مبارزین جدی و پیگیر قبل از انقلا ب بود; بعد از پیروزی انقلا ب از موثرترین شخصیت های جمهوری اسلا می در کنار امام(ره) بود; بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز، این مرد بارها  تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلا ب اموال خودش را صرف انقلا ب می کرد و به مبارزین می داد. این ها را جوان ها خوب است بدانند.
بعد از انقلا ب ایشان مسوولیت های زیادی داشت: هشت سال رئیس جمهور بود; قبلش رئیس مجلس بود; بعد مسوولیت های دیگری داشت. در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلا ب یک اندوخته ای درست کرده باشد. این ها یک حقایقی است; این ها  را باید دانست. در حساس ترین  مقاطع ایشان  در خدمت انقلا ب و نظام بوده...» ( این ها ملا ک های مهمی است که ملت ما، باید با هوشمندی و بصیرت کامل، به آنها تمسک کنند.) البته این بدان معنا نیست که، آیت الله هاشمی رفسنجانی، هیچ گاه با امام خمینی(ره) یا رهبر معظم انقلا ب اسلا می، اختلا ف نظر نداشته است، زیرا انسان عالم و باهوش و تیزبین و سیاستمداری چون هاشمی رفسنجانی، غیر ممکن است که درحوادث  و مسائل دارای نظر شخصی نباشد، این بزرگوار، در خاطرات خود ذکر می کند که بارها خدمت امام(ره) رسیده و در مورد مسائل مهم با امام(ره) مذاکره کرده و نتیجه گرفته ام. اگر اختلا ف نظری وجود نداشت، چه نیازی به مذاکره بود؟ درثانی اگر اختلا ف نظر نباشد، علت حیات و پویایی فقه شیعه(اجتهاد) معنا و مفهوم خود را از دست می دهد. آنچه باید مهم بدانیم، این است که این اسوه بزرگ، در تمام مواردی که این تصمیم گیری نهایی صورت گرفته است، هرگز و بلا استثنا با آن مخالفت نکرده، و در اجرای  آن، سستی یا کجی ایجاد ننموده است و مطالعات حقیر، حکایت می کند که در این زمینه کسی نمی تواند مورد خلا فی به صورت مستند ارائه نماید و این ویژگی بی نظیری است که در شخصیت با عظمت هاشمی رفسنجانی، همواره مشاهده شده است. کسی سراغ ندارد که این شخصیت  بزرگ، جلوتر از مقام ولا یت و رهبری (زمان امام خمینی(ره) یا دوران فعلی) قدم بردارد. او در بحران ها و فتنه ها، همواره به آرامش و وحدت و همدلی  و اتحاد و مهر و عطوفت، دعوت نموده است. به مصداق «محمدرسول الله و الذین معه اشدا»علی الکفار رحما»بینهم» (قرآن- س فتح، آ29) به همان میزانی که در مبارزات با دشمنان، از او سرسختی و مقاومت و شجاعت و جسارت  دیده ایم، در منازعات و اختلا فات داخلی، از او، نرمش و مدارا و موعظه و اندرز و راهنمایی و دعوت به برادری و اخوت و صلح و سازش شنیده ایم. آنان که به این شخصیت بزرگوار و صاحب نظر، که تفکرات فراجناحی دارد، توصیه می کنند در منازعات داخلی، به جای اتخاذ مواضع پدرانه، جبهه گیری خصمانه و خشنانه نماید، چه خطای بزرگی مرتکب می شوند! آیا نمی دانند که او شاگرد تیزبین امام خمینی(ره) و درس آموخته مکتب اوست و امام خمینی(ره) در هیچ موقعیتی، همراهی  جناحی و برعلیه جناح دیگر وارد نشده است و همواره  در منازعات داخلی، پدرانه و با محبت، به وحدت و اتحاد دعوت نموده است؟! بیایید به همراه امام خمینی(ره) دست به دعا برداریم که : «خدا انصاف بدهد به آنهایی که... می خواستند(می خواهند) بهشتی و خامنه ای و رفسنجانی و امثال این ها را از صحنه خارج کنند.» (امام خمینی(ره) صحیفه نور).
 استاد دان
شگاه