بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

رفیق اصلاحات (برای علی شمخانی)
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٧
 

کجایند مردان بی ادعا؟! 


بسیجی حق گو ، حق شنو و حق خواه است.

سالها بود که فراموش کرده بودیم چرا بسیج مدرسه عشق بود و پیر جماران بر خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورد و از خدا می خواست تا با بسیجیان محشورش گرداند، وچرا در این دنیا افتخارش این بود خود بسیجی است.
 
گویی بار دیگر یکی از همان بازماندگان جبهه های نور، در روز آسمانی سوم خرداد، یادمان آورد که به خطا نرفته ایم...
بسیج همان مدرسه عشق است و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش برگلدسته های رفیع آن اذان شهادت ورشادت سر داده بودند .
بسیج، همان میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است و
بسیجی شاگرد این مدرسه و
تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند و همه درسهایش حول یک موضوع می چرخد: "حق".
 
حضور گرم شمخانی، او که " بسیجی بوده ، بسیجی هست و ان شاء الله بسیجی خواهد ماند"،  در برنامه ای که فقط تهیه کنندگانش می دانند برای چه بر آنتن می رود، باز این امید را در دل آورد که هنوز به برکت بچه های جبهه و جنگ است اگر الطافی براین کشور می رود.
 
او نشان داد صداقت نمرده، انسانیت به یغما نرفته، انصاف زنده است و صراحت پاسخگوی نیازهای امروز جامعه ماست.
 این "رفیق" اصلاحات که رخت نظامی گری بر تن دارد و به احترام " امامش" وارد بحث سیاسی نمی شود، با سعه صدر نه بنی صدر را خائن می داند و نه حضور پر شکوه مردم را جنگ نرم.
"ما درگیر انقلاب بودیم و ناآشنا با واقعیات جنگ. این البته مفهومش خیانت نیست؟ بنی‌صدر خائن نبود. این تفاوت نگاه وی در اداره جنگ بود و اندیشه‌ عمل وی غلط بود اما خیانت نبود." این جمله نشان از بنیش عمیق و برخاسته از یک تحلیل مبتنی بر دانش سیاسی است. بر خلاف ادبیات رایجی که این روزها همه را خائن و آلت دست بیگانه می خواند.
از سوی دیگر، نگاه علمی او به واژه "امنیت" پس از سالها از صدا وسیمای ضرغامی شنیده شد. همان رسانه ای که پیامک "رای من کجاست؟" را در حد یک اقدام ضد امنیت ملی آنقدر گفته بود که قاضیان نشسته بر صندلی داغ قضاوت برایش حکم محاربه داده بودند.
 
نگاه امنیتی عاری از سیاست زدگی و فرقه گرایی، به رویدادهای پس از انتخابات:"در پیش بینی و پیشگیری و کنترل و روش مقابله غافلگیر شدیم و بهتر از این می توانستیم عمل کنیم."
 
یا آنجا که می گوید: "مرز شکنی و هم مرزی با دشمن خطایی راهبردی است و هل دادن افراد به شکستن مرزها با دشمن، آن هم خطاست... هر دو کار اشتباه است."
 
شاید یکی از صریح ترین و کاملترین تحلیل ها از شرایط یازده ماهه کشور است بدون انگشت اتهام.
 
سخن از وحدت ملی و کشتی انقلاب و همدلی ...واژگانی که دیگر گوشها هم با آن قرابت ندارد، از بس به غلط بکار رفته اند. واگویه آن از سوی یکی از یاران اصلاحات، کورسویی از امید می تواند زنده کند که هنوز مردان بی ادعایی هستند که در مقابل ترکتازی ها ایستادگی می کنند و بر عهد قدیم خود ایستاده اند،هر چند که اکثر یارانشان به مهمانی خدا رفته اند و آن اندک بجا مانده از دروازه های آسمانی در مهمانی بندگان خدا در بند شده اند.
 
آنجا که با تعجب می پرسد: "جنگ؟! داخل کشور، جنگ داریم؟! کدام دشمن خارجی بود؟ کدام تهدید خارجی بود؟" و در مقابل اصرار مجری برای کاربرد واژه جنگ نرم و فتنه، چه زیبا می گوید: " حضور پرشکوه مردم؟!"
 
این چند جمله کوتاه، رساترین بیان چالش یک ساله گذشته در کشور است.
 
دو نگاه به یک پدیده. عظمت حضور مردم در انتخاباتی به یاد ماندنی و پیگیری رای شان که از سوی یکی از پر نفوذترین افراد در عرصه نظامی و امنیتی حضور پرشکوه مردم تلقی می شود.
 
 او که رئیس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی، فرمانده سالهای خاطره این کشور و وزیر اسبق دفاع  است و  واژه "جنگ نرم"  از سوی جوانی نشسته بر جایگاهی که نباید به نمایندگی از کسانی که حضور مردم را در صحنه را " جنگ نرم" می نامند. آنان که " خاک جبهه" را نخورده اند و به میراث خواری آمده اند.
 
شمخانی در این برنامه کوتاه و فقط با بیان جملاتی کوتاه از شرایط فعلی، نشان داد که هنوز حاملان فرهنگ جبهه و آنان که خاک آن دیار را توتیای دیده کرده اند،  نگاهشان دلسوزانه، منصفانه و صادقانه است.
 
 اما، آنان که کمر به نابودی کامل کشور بسته اند. آنان که خاک جبهه را ندیده اند و از آن زمان گریز پایان آن سرزمین بودند، اینک بر نیستی این کشور هم پیمان شده اند.  همانا که این چند جمله را هم  تاب نمی آورند.
 
تماس عباسی در میان برنامه و بمباران رسانه های نزدیک به دولت و نماینده رهبری در سپاه نشان از آن دارد که اینان دیگر حتی طاقت شنیدن یک سخن متفاوت را هم ندارند آن هم از سوی یک فرمانده که با همه نشانهایش و افتخاراتش.

نماینده رهبری در سپاه ابراز تاسف می کند و می خواهد که این یک رزمنده و پیشکسوت دفاع مقدس ، نگاه خود را به آرایش چهره‌ها، احزاب و جریانات سیاسی کشور اصلاح کنند

 و نگاه عمیق‌تری نسبت به این دسته بندی‌های جامعه داشته باشند و مثل آنان بیندیشد. 

عجبا از این همه تنگ نظری. گویی فتح الفتوح کرده اند این فرقه مصباحیه آنجا که می نویسد: 

"
شفاف کردن چهره خاکستری یکی از مردان اصلاحات" که آمده بود تا "بخشی از حقایق و طرز تفکر وتحلیل غلط درباره حوادث اخیر برای مخاطبان را روشن کند."
 
اینها همه  نشان از آن دارد، حلقه این بیگانگان با انقلاب و فرهنگ جنگ آنقدر تنگ شده، که دیگر شمخانی را هم در بر نمی گیرد. 

روزگار غریبی است وقتی می بینی بیگانگان با این مردم، بر مسند نشسته اند و امان از ولی نعمت خود بریده اند. باز خرداد است.
 
خرداد پر حادثه، همه با بی صبری در انتظارند که شمخانی ها، حماسه سازی کنند.
 
این بار "آدرسهای دقیق این را افراد را که خوب می شناسدشان" زودتر اعلام کنند ، تا سیه رو شود آنکه در او غش باشد.