بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

شنیدنی ها از ناگفته های شمخانی؛ از فتح خرمشهر تا جنبش سبز
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٧
 

برنامه اخیر «دیروز امروز فردا» به بزرگداشت سوم خرداد اختصاص داشت و با حضور دریابان علی شمخانی از فرماندهان دوران دفاع مقدس برگزار شد.اما مسائلی خارج از مباحث سوم خرداد نیز در این برنامه مطرح شد که این گفت‌وگو را دیدنی تر کرد.

دریابان علی شمخانی در این برنامه در پاسخ به این سوال مجری برنامه که پرسید ماجرای این امدادهای غیبی چه بود و اتفاقات خاصی می‌افتاد که مثلا نتایج کار رزمندگان را تغییر می‌داد؟ گفت: امدادهای غیبی دیدن اسب سفید و فرد سوار بر اسب با شمشیر در دستش نیست، من اینها را قبول ندارم. من هرگز این حرف‌ها را نپسندیدم. ببینید اگر شما مدیریت صحیحی در استفاده از امکانات و توان خود کنید و به خدا هم توکل کنید، خوب خداوند هم کمک می‌کند. چرا الان ما نمی‌توانیم مشکلات اقتصادی را با امداد غیبی رفع کنیم؟ اینها که از کار جنگ راحت‌تر است. دلیلش همان است که خدا گفته تو آنچه را بلدی و می‌توانی درست انجام بده بقیه کار را من کمک می‌کنم.

به گزارش پارسینه که بخشهایی از این گفت و گو را آورده است به نقل از شمخانی می نویسد: اجازه بدهید امداد غیبی را فراتر از رویا و تخیل در بستر عمل ببینیم. ما خودمان، همین جوانانی که در جنگ معجزه خلق می‌کردند، جز با امداد غیبی نمی‌توانستیم به راه راست بیاییم. سیم امام به مبدا وصل بود و وقتی این جوانان را مخاطب قرار می‌داد و این جوانان هم با اخلاص به میدان آمدند آن پتانسیل ایجاد شد و کارگر افتاد.


شمخانی افزود:ببینید در جنگ حتی صدام نیز بخشنامه‌ها و نامه‌های خود را با آیات قرآن شروع می‌کرد و خطاب به نیروهایش می‌گفت ای فرزندان علی و خالد. اینها آن طرف هم بود اما این طرف چون در عرصه عمل هم بروز و ظهور داشت، نتیجه می‌داد.

یامین‌پور مجری برنامه در ادامه پرسید که چه شاهکاری در فتح خرمشهر وجود داشت که تاریخ جنگ را به قبل و بعد از فتح خرمشهر تقسیم می‌کنند؟ که شمخانی پاسخ داد: جنگ نقاط عطف مختلفی دارد. این تقسیم که شما گفتید هنگام جنگ نبود و بعد از جنگ شد.
 

شاهکار بیت المقدس

شمخانی ادامه داد: یکی از مهم‌ترین دلایل شاهکار بودن بیت‌المقدس این بود که دشمن را بدون غافلگیری شکست دادیم. در مراحل قبل جنگ دشمن دقیق نمی‌دانست که ما به کجا می‌خواهیم حمله کنیم اما در عملیات بیت‌المقدس فقط خرمشهر در دست دشمن باقی مانده بود و صدام می‌دانست که تمرکز حمله و عملیات ایران خرمشهر خواهد بود و لذا آن پنج هزار و 400 کیلومتر مربع فضا را به دژی تبدیل کرد که جنگ را مغلوب نشود.

 شمخانی با بیان اینکه ما چهار مرحله در جنگ داریم، اظهار داشت: در مرحله اول رزمندگان اسلام توانستند دشمن را وادار به توقف در پیشروی کنند. رزمندگان اسلام کاری کردند که دشمن برخلاف طراحی عملیات برق‌آسا مجبور شد که ترمز تانک‌هایش را بکشد. بعد تثبیت بود و بعد پاکسازی و مرحله چهارم هم تنبیه دشمن بود.

وی تصریح کرد: پس از پاکسازی دشمن از عمده مناطق تصرف شده وقتی دید که در جنوب غیر از خرمشهر جایی برای آزادسازی نیست، از فروردین 61 فهمید که فقط جنگ در خرمشهر متمرکز خواهد شد. دشمن برتری قابل ملاحظه‌ای در تجهیزات و حتی نیروی انسانی داشت. از 22 بهمن 57 تا 31 شهریور 59 خود را تجهیز و آماده کرده بود و همه این توان را در خرمشهر مستقر کرده بود. از سوی دیگر ایران بدون هیچ آمادگی از قبل با آن اوضاعی که بعد از انقلاب پیش آمده بود و عملیاتی که تا آن موقع انجام داده یک ماه زمان صرف کرد تا برای عملیات بیت‌المقدس آماده شود که همه را حیرت‌زده کرد و بعد هم که پیروزی بر عراق در خرمشهر با آن همه نیرو، امکانات و تجهیزات و غیره.

مجری برنامه با بیان اینکه ما در سال اول جنگ 20 هزار کیلومتر خاک‌مان را از دست دادیم و سال بعد پس گرفتیم، چرا این اتفاق افتاد؟ که شمخانی گفت: عراق از 22 بهمن 57 تا 31 شهریور 59 برای برطرف کردن عقده‌ای که از قرارداد 1975 داشت وقت صرف کرد. ما درگیر انقلاب بودیم و ناآشنا با واقعیات جنگ. این البته مفهومش خیانت نیست؟

 

بنی صدر خائن نبود

 

مجری از وی پرسید که شما درباره بنی صدر صحبت می‌کنید؟ که شمخانی تاکید کرد بله و ادامه داد: بنی‌صدر خائن نبود. این تفاوت نگاه وی در اداره جنگ بود و اندیشه‌ی عمل وی غلط بود اما خیانت نبود.

شمخانی اضافه کرد: بنی‌صدر می‌خواست با پیروزی در جنگ در میدان جنگ تهران نیز پیروز شود و به هیچ بهایی حاضر نبود جنگ را ببازد و حتی نمی‌خواست پیروزی در جنگ را با هیچ کس شریک شود. او مطمئن بود که پیروز جنگ خواهد بود و امیدوار بود با پیروزی در جنوب در تهران هم پیروز شود که البته این نیت صادق و سالم نبود و روش‌های وی برای جنگ نیز غلط بود که منجر به آن نتایج شد،اما خیانت هرگز و من هیچ‌وقت اینگونه فکر نکرده و نمی‌کنم.

مجری برنامه از شمخانی درباره مطالبی که درباره ندادن مهمات و تجهیزات به نیروهای سپاه مطرح می‌شود و نامه‌ای که خود شمخانی در این‌باره نوشته است، اشاره کرد که شمخانی پاسخ داد: بله من این نامه را نوشتم و بنی‌صدر مخالف سپاه بود. بنی‌صدر مخالف سپاه و ما بود اما دشمن ما نبود. وی تصور می‌کرد نباید کسی را در پیروزی‌اش شریک کند و سپاه را مزاحم خود می‌دید. یک وقتی آدم با طرفش تبانی کرده که شکست بخورد این خیانت است اما یک وقتی اشتباه می‌کند و شکست می‌خورد.

 

سوم خرداد مظلوم است


یامین‌پور در ادامه اشاره‌ای به روز دوم خرداد کرد و از شمخانی پرسید که فرهنگ دوم خردادی‌ها با سوم خردادی‌ها چه فرقی دارد؟ و شمخانی اظهار داشت: امروز که ما نمی‌توانیم فرهنگ قائم شده دیگران را در نفی دوم خرداد کتمان کنیم. سوم خرداد مظلوم است و این کاری هم به دوم خرداد ندارد. شما فرهنگ سوم خرداد را تعریف کنید بعد افراد را مقایسه کنید.

یامین‌پور اظهار کرد که بین معتقدین به این دو فرهنگ الان هم جنگ هست و شمخانی ضمن رد این مطلب پس از آنکه مجری برنامه به وجود جنگ نرم در داخل کشورمان اشاره کرد اندکی مکث کرد و در واکنش به اینکه آیا شما لفظ فتنه را برای اتفاقاتی که در سال 88 افتاد، قبول دارید؟ گفت: این تغییری در اصل قضایا ایجاد نمی‌کند. من به عنوان یک عنصری که نگاه امنیتی دارم و نه سیاسی معتقدم که ما در پیش‌بینی، پیشگیری، کنترل حادثه و روش مقابله با آن در سال 88 دچار اشتباه شدیم.


حقگو، حق‌خواه و حق‌شنو

شمخانی در واکنش به این سخنان مجری برنامه که آیا شما هنوز هم بسیجی هستید و آیا به تبع بسیجی بودن حق را می‌گویید؟ گفت: من هنوز هم بسیجی هستم به معنای حقگو، حق‌خواه و حق‌شنو. من همیشه حق را گفته‌ام و الان هم می‌گویم که هل دادن افراد به سمت شکستن مرزها خطاست. ما الان اگر همه‌مان هم کنار هم باشیم باز هم کم هستیم. نباید خطای تحلیلی پیدا کنیم و از کشتی پیاده شویم یا کسی را از کشتی بیرون بیندازیم .

مجری برنامه گفت که اگر به تعبیر رهبری کسانی اصرار داشته باشند که خودشان از کشتی پیاده شوند، تکلیف چیست؟ که شمخانی گفت: ما تابع  رهبری هستیم و در این مورد من تردیدی ندارم. ایران بدون ولایت معنا ندارد و این باور همه کسانی است که شما هم حتی تعجب می‌کنید از باور آنها. اگر این رکن تضعیف شود گرگ‌های منطقه‌ای و جهانی هیچ کس را از دریدن در امان نخواهند گذاشت.

شمخانی ادامه داد: البته ابراز دائمی این موضوع برای بعضی‌ها دکان است و برای بعضی عزت‌مداری نه تنها در ابراز و بیان صرف این موضوع بلکه در عمل به آنها.


فتح خرمشهر 

مجری برنامه در ادامه پرسید که همیشه حرف و حدیث بوده که چرا بعد از خرمشهر جنگ 6 سال ادامه یافت؟ که شمخانی با بیان اینکه این سوال خوبی است، اما بزرگی فتح خرمشهر را نباید تحت تاثیر قرار دهد، اظهار داشت: بحث ورود به خاک عراق در طرح‌های عملیاتی قبل از خرمشهر هم بوده است و حتی در عملیاتی که زمان بنی‌صدر انجام شد هم این موضوع دیده شده بود. در عملیات هویزه طرح عملیات ورود به خاک عراق بود.

وی افزود: خود عملیات بیت‌المقدس خط ایستایی‌اش شرق بصره بود و این بحث مربوط به بعد از خرمشهر نیست. این را بدانید که این سوال بعد از پایان جنگ مطرح شد و این ناشی از نوع پایان جنگ و مسائل مطرح شده بعد از آن بود. کسانی این سوال را بیشتر مطرح می‌کنند که می‌خواهند بگویند سیاست ایران در اداره جنگ سیاست صحیحی نبود.

شمخانی تصریح کرد: هیچ کس بعد از خرمشهر این سوال را نکرد و اگر کسی این سوال را کرده است، سند بیاورد. آن زمان هیچ کس نبود که مخالف باشد، من از همه سراغ گرفتم و آن زمان کسی این سوال را نپرسید و آنچه بعد از فتح خرمشهر رخ داد، در زمان خودش کاملاً طبیعی بود.

شمخانی در پاسخ به این سوال که آیا در مدیریت جنگ اتفاق نظر وجود داشت چرا که کسانی هستند که می‌گویند کسی که در سال 61 خواهان ادامه جنگ بود در سال 67 خواهان پایان جنگ بود، گفت: تنبیه متجاوز بخشی از جنگ ما بود که هیچ کس در انتخاب آن تردید نداشت. بعد از عملیات بیت‌القمدس هیچ اختلافی بین سیاسیون و نظامیان برای ادامه جنگ نبود.

وی ادامه داد: ببینید آقای هاشمی به امام گفت اجازه بدهید جنگ را من اعلام کنم که تمام شود و من مسئولیت آن را بر عهده می‌گیرم و بعد شما با من برخورد کنید، شما ببینید از خودگذشتگی از این بزرگتر می‌شود؟

مجری برنامه درباره مسائل مربوط به نامه‌نگاری آقای محسن رضایی با آقای هاشمی رفسنجانی در سال 67 که به پذیرفتن پایان جنگ از سوی امام منجر شد، پرسید که شمخانی درباره آنها گفت: هاشمی رفسنجانی از رضایی سوال کرده بود که برای ادامه جنگ چه نیازهایی دارید و رضایی نامه نیازمندی‌های جنگ را نوشت و این نامه برای ادامه جنگ بود و نه پایان جنگ.


شمخانی در واکنش به این گفته مجری برنامه که آیا دولت از کمک به جبهه دریغ می‌کرد؟ گفت: ما توان ادامه جنگ نداشتیم، دولت هم چیزی نداشت که ندهد. ما در هشت سال جنگ‌مان 22 میلیارد دلار خرج کردیم و عراق 180 میلیارد دلار که علاوه بر آنها کمک و تجهیزات و نیروی انسانی و امکانات و اینها را هم از شرق و غرب و اعراب و غیره مفت دریافت می‌کرد.

شمخانی با اشاره به اینکه در طرف عراقی، صدام همه کاره جنگ بود، فرمانده، رئیس جمهور، نخست وزیر، وزیر جنگ، فرمانده ارتش و فرمانده میدان جنگ، ضمن اینکه حامی هم داشت و قبل از شروع جنگ فرصت آماده شدن هم داشت، اظهار کرد: ما حامی که نداشتیم، محرومیت هم داشتیم، ساختار نامناسب برای مدیریت کشور و مدیریت جنگ را هم داشتیم که بالاخره بعضی مشکلات را پیش می‌آورد.

مجری برنامه پرسید که کسانی می‌گویند که دولتی‌ها به جنگ نرسیدند و جام زهر را به امام نوشاندند و ما ظرفیت ادامه جنگ را داشتیم؟ نظر شما چیست؟ که شمخانی گفت: ما همواره از همان ابتدای جنگ دنبال صلح بودیم اما به شرط اینکه متجاوز را بشناسانیم و تضمین بگیریم که دوباره تجاوز نمی‌کند و قرارداد 1975 را هم می‌پذیرد و غرامت می‌دهد.

وی خاطرنشان کرد: قطعنامه 598 مناسب‌ترین قطعنامه‌ای بود که در طول جنگ پیشنهاد شد. نه در سطح ملی ولی در سطح زیر آن اندیشه‌هایی بود که مخالف با جنگیدن بود و اگر مخالفتی نمی‌کرد، اما کمکی هم نمی‌کرد. نظرات آقای هاشمی رفسنجانی و آقای رضایی درباره ادامه یا عدم ادامه جنگ نباید در فضای سیاسی امروز پاسکاری شود. نامه رضایی نامه ادامه جنگ است نه خاتمه جنگ.

شمخانی تصریح کرد: من خودم از اولین فرماندهانی بودم که به آقای هاشمی گفتم باید فکری برای جنگ کنیم.

شمخانی سپس افزود: ما در جنگ پیروز شدیم و وقتی قطعنامه‌ی 598 را پذیرفتیم دوباره عراق به ما حمله کرد ولی در جاده اهواز-خرمشهر شکست خورد، در ارتفاعات مرصاد شکست خورد و به عقب رانده شد. شکست بدتری از اول جنگ خورد. عراق بعد از این دو شکست قطعنامه 598 را قبول کرد.
 

ما مشکل نیروی انسانی داشتیم

مجری برنامه با بیان اینکه گویا آقای عباسی برنامه ما را می‌بینند و در تماس تلفنی با برنامه گفته‌اند که اگر عراق بمب شیمیایی زد، دلیل پذیرفتن پایان جنگ باشد الان هم ترس از زدن بمب اتم باید باعث کوتاه آمدن ما بشود، پرسید که نظر شما چیست و شمخانی گفت: این غلط است، ما که به خاطر بمب شیمیایی عراق، جنگ را تمام نکردیم و اصلاً ما با پیروزی جنگ را به پایان بردیم. شما ببینید که عراق با 12 لشکر که داشت، جنگ را شروع کرد و با 62 لشکر آماده و با تجربه جنگ را تمام کرد. همه تجهیزات عراق در طول جنگ اضافه شده بود اما ما چه؟ با این حال ما صدام را در مرصاد و در جنوب شکست دادیم و صدام بعد از این شکست‌ها مجبور به پذیرش قطعنامه شد. ما درهای بصره را می‌کوبیدیم که صدام قطعنامه را پذیرفت.

شمخانی ادامه داد: چون این آقای عباسی و امثال ایشان به جنگ نیامدند و عباسی‌های زیادی نیامدند، ما مشکل پیدا کردیم، ما مشکل نیروی انسانی داشتیم در آخر جنگ و کسی به جبهه نمی‌آمد که مجبور شدیم قطعنامه را بپذیریم. اما وقتی بعد از پذیرش قطعنامه صدام دوباره خرمشهر را گرفت، امام گفت که اگر سپاه خرمشهر را نگیرد، سپاه را منحل می‌کنم و مردم وقتی اینگونه دیدند به میدان آمدند و جنگ با پیروزی ما به پایان رسید.

شمخانی در واکنش به این سؤال که آیا ممکن است دوباره کاندیدای ریاست جمهوری شوید و اصلاً چه اشکالی را در کار آقای خاتمی می‌دیدید که به عنوان وزیر کابینه‌اش رقیب انتخاباتی ایشان هم شدید؟ گفت: من احساس کردم که اگر وارد میدان نشوم، وضع بدی در ادامه خواهیم داشت، بحث حضور نظامیان در عرصه سیاست بود و احساس کردم که باید نظامیان از صندوق‌های رای در بیایند. البته رفاقت ما بر رقابت‌مان می‌چربید و با رفاقت رقابت کردیم. اصلا مگر آقای خاتمی معصوم است، خوب او هم اشتباه می‌کند دیگر.
 

آدرس دقیق این افراد را دارم

در ادامه برنامه مجری برنامه از وی پرسید که آیا امکان حمله نظامی به ایران در حال حاضر و یا در آینده وجود دارد که شمخانی پاسخ داد: ظرفیت اقدام نظامی علیه ایران در دست هیچ کس نیست. اولا کسی دلیلی برای این حمله ندارد، در ثانی ظرفیت این حمله را ندارند و از همه مهم‌تر اینکه از پیامدهایش ناآگاه و در هراس هستند.

شمخانی تصریح کرد: سرنوشت جنگ تحمیلی قدرتی را برای ایران ایجاد کرد که یکی از آنها بازدارندگی است. شاید اگر جنگی آغاز شود ایران ابتدا غافلگیر شود اما سرنوشت جنگ در دست ایران است. پیامدهای این جنگ به طور حتم منطقه‌ای و جهانی است و می‌تواند هیمنه رو به ریزش قدرت‌های فرامنطقه‌ای و اسرائیل را که امروز کلانتر چهار راه چه کنم است را در مخمصه‌ای بیندازد که فکرش را هم نمی‌کند.

شمخانی در پایان برنامه در واکنش به سخنان مجری برنامه که گفت چون اسم آقای عباسی در برنامه آورده شد و شما گفتید که در جنگ حضور نداشته من باید بگویم که بالاخره ایشان هم بوده‌اند و حق اظهارنظر دارند، اظهار داشت که نه من آدرس دقیق این افراد را دارم و می‌شناسم‌شان.