بنیاد دلاوران ایران زمین( دلاویز )

من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

یادداشتی برای خرمشهر و مظلومیتش / وقتی کارون بوی عطر یاس می‌داد و نخلستان‌...!
نویسنده : بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز) - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۳٠
 
گروه جامعه: "کارون بوی عطر یاس می‌داد و نخلستان بوی عطر پونه وحشی، از دوردست‌ها صدائی می‌آمد. خنده وگریه به هم آمیخته، نمی دانستم به کدام طرف بروم. (از رمان "در شعله‌های آب" مرتضی مردیها)
 

•محمد کیانوش‌راد
(نماینده اهواز در مجلس ششم)


امسال در ایام نوروز سفری به آبادان و خرمشهر داشتم. حاصل آن – بر خلاف سالهای قبل – افسردگی و حزن از مشاهده ویران‌شهر خرمشهر بود!
یاد نخل‌های بی سرامروز ویاد روزهائی که بقول شاعر جنوبی \"نخل‌های بلند، چشم در چشم آفتاب، شیرین رطب خویش را می‌پروراندند\".
با دیدن خستگی و بی رونقی و بی رمقی شهر، به یاد شعر و ترانه زیبای \"شهرخالی\"، با مویه خوانی خواننده معروف افغان، امیرجان صبوری، می‌افتی که با غم و غربتی غریب ناله سر می‌دهد.
شهرخالی، جاده خالی، کوچه خالی، خانه خالی.
جام خالی، سفره خالی، ساغر و پیمانه خالی.
کوچ کرده، دسته دسته، آشنایان عندلیبان
باغ خالی، باغچه خالی، شاخه خالی، لانه خالی

در همه این ایام، هر کس به آبادان و خرمشهر می‌آمد، خیمه حزن و اندوه رابرآسمان شهر برافراشته می‌یافت. اندوه فقدان شهیدان سرافراز، یاد جانبازانی که از سراسر ایران زمین برای رهایی خونین شهر، از هستی خویش، باشور وشوق وایمان گذشتند. رزمندگان و بسیجیان سلحشورایام دفاع مقدس، نام خونین شهر را دوباره خرمشهر نامیدند.ایران سراسر شور و شادی شد.مهاجران بی پناه و آواره اما سربلند، به امید بازگشت به سرزمین مادری خویش لحظه شماری کردند. برغم ادامه جنگ، مردم آواره در شهرها، - که گاه بی خبران، فراریان جنگ می‌نامیدنشان - به شهر بازگشتند و برای بازسازی شهرشان صبر پیشه ساختند. جنگ به پایان رسید.مردم بازهم، امیدوار و منتظر ماندند. روزها آمد و رفت، اما خونین شهر، خرمشهر نشد. خرابی و بیکاری، گرانی و فقر و تورم، آه و اندوه، چون بختک بر جان خسته مردم شهر خیمه زد. مردم نا امید و مایوس از بازسازی شهرشان، امروزباافسوس و حسرت و تاسف، شهرشان را، شهرسوخته و ویرانشهر می‌بینند.